رمان عشق ممنوع

پارت ۱۳

+ تو فقط آروم باش

بدون هیچ صدای فقط بغلم کرد بود
بعد چند دقیقه ازش جدا شدم
دستشو کشیدم و بردم به سمت تخت

+ دراز بکش
_ خوابم نمیاد

خودم نشستم رو تخت و به پام اشاره کردم ک سرشو بزاره

زود امد سرشو گذاشت

انگشتامو فرو کردم تو موهاش
ک از آرامش چشاشو بست

بعد نیم ساعت خواستم بلند شم ک نزاشت

_ یکم دیگه

+ باشه

+ جنگکوک

_ هوم

+ هیچی

میخواستم بهش بگم ک درمان شه ولی میترسیدم ک این آرامشی ک داره از بین بره
یهو یه حالت تهوع ای آمد سراغمم
زود بدون اهمیت به خواب جنکگوک بلند شدم و رفتم سمت سرویس بهداشتی
عق میزدم ولی چیزی نبود

جنگکوک زد به در

_ در و باز کن چیشده ات حالت خوبه

+ هوم
در باز کردم ک دیدم جنگکوک کنار تخت نشسته رو زمین و دستاش رو سرشه هی میگه

_ خیلی زدمش خیلی زدم اینجوری شد تقصیر منه من چرا زدم باید میزدم

آروم رفتم نزدیک و نشستم رو به روش
همین ک فهمید منم زود دستاشو قالب صورتم کرد

_ خوبی ؟ بریم دکتر؟ من زدمت اینجوری شد ؟ من و میبخشی؟

+ جنگکوک آروم باش خوبم

_ نه نمیشه گوشیم کجاست

پاشد و گوشی شو برداشت زنگ زد

_ کدوم گورییی

.....................

_ زود بیا عمارت حال همسرم خوب نیست
..

.............

_ ده دقیقه دیگه اینجا نباشی خودتو مرده بدون

و گوشیو قط کرد و انداخت رو تخت

زود با عجله من و بغل کرد گذاشت رو تخت

_ چیزه چی بیارم بزا آبجی و صدا بزنم

دستشو گرفتم

+ بیا پیشم

_ آخه..

+ بیا

آمد کنارم‌

...

...

...
.
دیدگاه ها (۱)

چند پارتی(درخواستی)

چند پارتی

خاطرات عشق ما پارت ۳ویو سوهی وقتی از خواب پریدم قلبم تند تند...

چند پارتی

{[وقتی به بچت حسودی میکنه]}

کپشن مهمههه🎀🐥عروسک من😈🔞پارت یازدهم "نیکولای"تو اتاق عروسکم ر...

part 14یه ماشین گرفتم و رفتم سمت خونه رسیدم مستقیم رفتم تو ا...

پارت ۳ خوابم می‌امد حوصله حرف زدن حتی با بهترین دوستم هم ندا...

پارت ۴۳

چند پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط