چند پارتی

[وقتی بم پنجسو میزاره روی سینت...]

The end of the last part💜
_______________________

وقتی جونگکوک از اتاق خارح شد موهامو سشوار کشیدم و دم اسبی بستم لباس جوجه که ست خرگوششو برای جونگکوک خریدم پوشیدم و رفتم طبقه پایین جونگکوک روی مبل نشسته بود و با تلفن حرف می‌زد و بم کنارش روی مبل نشسته بود رفتم سمتشون و روی مبل نشستم بم اومد بغلم و سرشو داخل گردنم گذاشت پنجشو روی سینه هام منم نازیش میکردم و قربون صدقه میرفتم که تلفن جونگکوک تموم شد چند ثانیه نگاهشو داد به من بعد رو به بم گفت

"_بم می‌فهمی چی بهت میگم
" _آنقدر با ا/ت نچسب

از حرف جونگکوک خندم گرفت جونگکوک اومد و بم از بغلم در آورد بعد گذاشتش روی زمین اومد روی مبل نشست و اشاره کرد به پاهاش منم فهمیدم منظورش چیه ولی خودمو زدم به کوچه علی چپ 😂چند ثانیه جونگکوک منتظر موند بعد گفت

"_بیا اینجا (با انگشت اشاره به پاهاش)

" +کجا؟

جونگکوک دستشو دراز کرد منو گذاشت روی پاهاش بعد گفت

"_اینجا

پاهامو دور کمرش حلقه کردم جونگکوک اومد نزدیک صورتم تا ببوستم که صورتمو چرخوندم با اخم نگام کرد بعد دستشو گذاشت دور گردنم و لبامو کوبوند به لباش و زبمونشو وارد دهنم کرد منم دستامو بردم دور گردن جونگکوک حلقه کردم و همرایی کردم جونگکوک که دید دارم همرایی میکم دستشو از دور گردنم برداشت گذاشت دور کمرم و فشار داد که یهو بم اومد و پرید وسط منو جونگکوک که باعث شد از هم جدا بشیم

"_چرا همش تو مزاجم میشی

از حرف جونگکوک زدم زیر خنده از روی پای جونگکوک اومد پایین و روی مبل نشستم و آروم سرمو روی شونه جونگکوک گذاشتم و بم اومد بغلم

" _خیلی دوست دارم دخترکم

نگاهمو دادم بهش

"+منم دوست دارم بابایی

(پایان) End ❤️
____________________

مکله ها میدونم چرت شد واقعا ببخشید
دیدگاه ها (۱۰)

چند پارتی

{[وقتی به بچت حسودی میکنه]}

چند پارتی

چند پارتی (درخواستی)

چند پارتی (درخواستی)

چند پارتی (درخواستی)

چند پارتی

وقتی برای حسودی کردنش از یکی دیگه تعریف میکنی

شاهزاده دوست داشتنی من

bts

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط