مریض ک می شوی پرستار می شوم
مریض ک می شوی پرستار می شوم
می ایم و می نشینم کنار تخت دلتنگیت
موهایت را با دستانم نوازش می کنم
می روم قرص ماه را برایت می اورم
تب ک می کنی در حوض شب پاشویه ات می کنم
حوضی که همان قرص در آن است
پتوی نم دار ابر را رویت می کشم
دستانت را در دستانم می گیرم
وتا خود صبح برایت دعا می کنم
غصه نخور نازنین من ...
تا خورشید سلامی دوباره کند
خـــــــوبــــــــ شـــــده اے
می ایم و می نشینم کنار تخت دلتنگیت
موهایت را با دستانم نوازش می کنم
می روم قرص ماه را برایت می اورم
تب ک می کنی در حوض شب پاشویه ات می کنم
حوضی که همان قرص در آن است
پتوی نم دار ابر را رویت می کشم
دستانت را در دستانم می گیرم
وتا خود صبح برایت دعا می کنم
غصه نخور نازنین من ...
تا خورشید سلامی دوباره کند
خـــــــوبــــــــ شـــــده اے
- ۱.۹k
- ۲۸ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط