مریض که می شوی پرستار می شوم ...می آیم و می نشینم کنار تخ
مریض که می شوی پرستار می شوم ...می آیم و می نشینم کنار تخت دلتنگی ات موهایت را با دستانم نوازش می کنم می روم و قرص "ماه " را برایت می آورم!تب که می کنی در حوض شب پاشویه ات می کنم حوضی که همان قرص در آن است و پتوی نم دار ابر را رویت می کشم دستانت را در دستم می گیرم و تا خود صبح برایت دعا می خوانمد غصه نخور نازنین من تا خورشید سلامی دوباره کندخوب شده ای ...
- ۱.۴k
- ۱۱ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط