مریض که می شوی؛

مریض که می شوی؛
پرستار می شوم ...
می آیم و می نشینم کنار تخت دلتنگی ات
موهایت را
با دستانم نوازش می کنم
می روم و قرص "ماه " را برایت می آورم!
تب که می کنی
در حوض شب پاشویه ات می کنم
حوضی که همان قرص در آن است
و پتوی نم دار ابر را
رویت می کشم
دستانت را در دستم می گیرم
و تا خود صبح برایت دعا می خوانم
غصه نخور نازنین من
تا خورشید سلامی دوباره کند
خوب شده ای ...
دیدگاه ها (۱)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❼‏«فهمیدم دوستت دارم. همان شبی که با یک حرف ساده...

بانو ...مریض که می شوی‍‍پرستار می شوم ...می آیم و می نشینم ک...

مریض که می شوی؛پرستار می شوم ...می آیم و می نشینم کنار تخت د...

مریض ک می شوی پرستار می شوممی ایم و می نشینم کنار تخت دلتنگی...

مریض که می شویپرستار می شوم ...می آیم و می نشینم کنار تخت دل...

بانو ... مریض که می شوی پرستار می شوم ... می آیم و می نشینم ...

عشق من ...مریض که می شویپرستار می شوم ...می آیم و می نشینم ک...

بانو ...مریض که می شویپرستار می شوم ...می آیم و می نشینم کنا...

مریض که می شوی پرستار می شوم ...می آیم و می نشینم کنار تخت د...

بانو مریض که می شویپرستارمیشوممی آیم و می نشینم کنار تخت دلت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط