نگاهم داشـت از پرچین رویت

نگاهم داشـت از پرچین رویت
میوه می دزدید
نخـــواه از ایــــن گناه مستحب
هرگز بپرهیزم

بهار اندام‌ مـــن‌! ایــن‌ شهر را
اردیبهشتی‌ کن‌
که‌ من‌ برعکس‌ شاعرها بشدت‌
ضد پاییزم‌

#علیرضا
دیدگاه ها (۱)

پارت ۳۷

𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑼𝒏𝒘𝒂𝒏𝒕𝒆𝒅𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪽Part 17 ظرف رو کمی به سمتش گر...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁴ویو میکا_____ماشین از...

فاصله یک لبخند تا جنون

Thirteen

وقتی اون تورو به سرپرستی می‌گیره و... p29 ویو ا.تنور آفتاب ا...

🕷️ ᴘᴀʀᴛ 2 | مرد عنکبوتی سیاهکه یهو....تَق!صدای برخورد چیزی ب...

پارت ۴۰ — «آخرین فرصت»صبح روز سوم، یورا دیگر شبیه چند روز قب...

ابلیس

You are mine...⁵واقعا لقب عروسک کوچولو بهش میادهم شبیه عروسک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط