چشمامو بستم رو خودم از مرز تقدیرم بری

چشمامو بستم رو خودم از مرز تقدیرم بری
با اینکه میدونی خودت این بار میمیرم بری
چشمامو بستم رو خودم مغلوب این تصمیم شم
یک عمر جنگیدم نری نه وقتشه تسلیم شم
تسلیم شم از دست میری به بن بست میری
دلتنگیام تکرار میشه آوار میشه
با فکر تو همخونه میشم دیوونه میشم
♫♫♫
چیزی نگو از مقصدت تا من نرم دنبال تو
اما بگو وقتی بدم از کی بپرسم حال تو
آوار این تنهایی و کم کم نگاه کن تو خودت
چشمامو میبندم بری چشماتو واکن رو خودت
تسلیم شم از دست میری به بن بست میری
دلتنگیام تکرار میشه آوار میشه
با فکر تو همخونه میشم دیوونه میشم
تسلیم شم از دست میری به بن بست میری
دلتنگیام تکرار میشه آوار میشه
با فکر تو همخونه میشم دیوونه میشم
تسلیم شم از دست میری به بن بست میری
دلتنگیام تکرار میشه آوار میشه
با فکر تو همخونه میشم دیوونه میشم
دیدگاه ها (۱)

عشق منP۵۱کوک:خودم مراقبشمجیمین:مطمعنیکوک:جیمین خوشم نمیاد یه...

🖤🥀 مَـن هَـمیشـه پـایِـت بـودَم...بـالـا سَـرِت مِـثـل سـایـ...

پارت ۵۶

P4ویو چیفویو:نمیدونم چرا از وقتی فهمیده امگا ام و یا بهتر بگ...

همین که | ت | هر صبح درخیال منی حال هر روز من خوب

گل خونی پارت 42تهیونگ از دست جونگکوک عصبی شد و بلند شد رفت ا...

چند پارتی (درخواستی)

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۴ *سانیار*تو خواب خیلی ناز و شکن...

رمان آیدل پارت ۳ ادامه +: ام خب بابا من درسام رو خوندم...

**پارت ۲۶**صدای چرخیدن کلید توی قفلِ سنگینِ در، مثل تیر توی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط