عشق من

عشق من


P۵۱




کوک:خودم مراقبشم
جیمین:مطمعنی
کوک:جیمین خوشم نمیاد یه حرفو دوبار تکرار کنم
جیمین:باشه بابا رفتم خنگه بشر
رفتم سمت اتاقم خودمو انداختم رو تخت چشمامو بستم سردرد شدیدی داشتم
<ویو ا.ت>
چشمامو باز کردم باز تو همون خراب شده بودم خدایا خودت یه راه نجات جلوپام بزار لطفا
خواستم از رو تخت بلند شم که دلم تیر کشید
ا‌ت:اههه
ا.ت:کوچولوی من دوم بیار باشه
از رو تخت بلند شدم رفتم سمت در صدرصد قفل بود اون کوک احمق فقل کرده دستگیره رو گرفتم و فشارش دادم که باز شد
ا.ت:چه عجب
یه راه رو بزرگی بود رفتم سمت پله و از پله ها آروم آروم رفتم پایین
ا.ت:لعنتی خیلی سنگین شدم
وارد سالن پذیرایی شدم
ا.ت:اوو چقدر خوشگله دختر
ا.ت:وای خنگ درست رفتار کن باید راهی پیدا کنی از اینجا بری
یهو از پشت سرم صدای آمد
کوک:راهی نیست
یهو ترسیدم برگشتم سمتش کوک بود
نگاهش کردن این بشر چرا انقدر خوبه چرا هنوز ذره ذره دلم آب میشه براش
کوک:اینجا پره از آدمای من نمیتونی بری خانم کوچولو
آب دهنمو قورت دادم
ا.ت:جونگ کوک ببین بزار برم لطفا
کوک:انقدر وای نسا جلوم و لطفا لطفا کن ا.ت
ا.ت:پس چیکار کنم ولم کنی ها چیکار کنم دست از سرم بردار
کوک:متاسفم نمیتونم از من خلاص نمیشی
ا.ت:ببین کوک از کارای که قرار بکنی پشیمون میشی بزار برم کوک لطفا
کوک:میشه بپرسم چطوری پشیمون میشم ا.ت
ا.ت:ببین جونگ کوک باشه من یه اشتباهی کردم اما بچم هیچ گناهی نداره
کوک:جز خودت این بچه هم به خاطر کارای تو میسوزه
ا.ت:کوک این بچه...



....

حمایت فراموش نشه🎀
دیدگاه ها (۲۶)

سرنوشت پارت (۱۲)

Forbidden love①⑦ا/ت: تروخدا... نگو! اسمش رو نیارکوک: این حقی...

🖤 عروس مافیا | پارت دومعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۹ شبا/ت وارد ات...

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

تکپارتی جونگ کوک

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۵از خواب بیدار شدم دیدم جین ...

&چه خوشتیپ شدی ¥ممنونم&بریم¥بله بفرماییدباهم راه افتادیم و ر...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

سناریو خط قرمز

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط