{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ماه تابید و چو دید آن همه خاموش مرا

ماه تابید و چو دید آن همه خاموش مرا
نرم بازآمد و بگرفت در آغوش مرا
گفت:« خاموش درین جا چه نشستی؟» گفتم:
بوی « محبوبه شب » می برَد از هوش مرا
بوی محبوبه شب، بوی جنون پرور عشق
وه، چه جادوست که از هوش بَرَد بوش مرا
بوی محبوبه شب، نغمه چنگی ست لطیف
که ز افلاک کند زمزمه در گوش مرا
بوی محبوبه شب همچو شرابی گیراست
مست و شیدا کند این جام پر از نوش مرا
بوی محبوبه شب جلوه جادویی اوست
آنکه کرده است به یکباره فراموش مرا.
دیدگاه ها (۳۸)

دلم می خواست، بنویسم، به دیوارِ دلِ سنگشدلم تنگ است و میدانم...

آسمان دست از دلم بردار دلگیرم هنوزحال قلبم خوب نیست ..... غم...

چه دلتنگم دلم در سینه میلرزد ، نجاتم دهکجا رفتی ، کجا رفتی ،...

به چه می ارزد عشق؟به یکی دل که چه آرام شکستهیچ نگفتبه دو تا ...

ماه تابید و چو دید آن همه خاموش مرانرم بازآمد و بگرفت در آغو...

ماه تابید و چو دید آن همه خاموش مرانرم بازآمد و بگرفت در آغو...

ماه تابید و چو دید آن همه خاموش مرانرم بازآمد و بگرفت در آغو...

ماه تابید و چو دید آن همه خاموش مرانرم بازآمد و بگرفت در آغو...

ماه تابید و چو دید آن همه خاموش مرانرم بازآمد و بگرفت در آغو...

ماه تابید و چو دید آن همه خاموش مرانرم بازآمد و بگرفت در آغو...

ماه تابید و چو دید آن همه خاموش مرانرم باز آمد و بگرفت در آغ...

ماه تابید و چو دید آن همه خاموش مرانرم باز آمد و بگرفت در آغ...

شعر و شاعر:ماه تابید و چو دید آن همه خاموش مرانرم باز آمد و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط