{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شعر و شاعر:

شعر و شاعر:
ماه تابید و چو دید آن همه خاموش مرا
نرم باز آمد و بگرفت درآغوش مرا

گفت: -خاموش درین جا چه نشستی؟ گفتم:
بوی محبوبه ی شب می برد از هوش مرا

بوی محبوبه ی شب ، بوی جنون پرور عشق
وه، چه جادوست که از هوش برد بوش مرا

بوی محبوبه ی شب ، نغمه ی چنگی ست لطیف
که ز افلاک کند زمزمه در گوش مرا

بوی محبوبه ی شب همچو شرابی گیراست
مست و شیدا کند این جام پراز نوش مرا

بوی محبوبه ی شب جلوه ی جادویی اوست
آن که کرده ست به یکباره فراموش مرا
دیدگاه ها (۱)

۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریاربه یاد...

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۴

### 🗝️ پارت دهم (پارت پایانی): رقصِ آخرین شعلهلرزش زمین بند ...

P : 3

🖤 OBSESSION وسواس | پارت اول: معامله‌ای که نباید انجام می‌شد...

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

پارت: 26 (بخش2) **زاویه دید: زین**فضای راهروی اصلیِ دبیرستان...

پارت دوم: اتاق پدرصدای شلیک هنوز در تمام عمارت می‌پیچید.مهما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط