{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ماه تابید و چو دید آن همه خاموش مرا

ماه تابید و چو دید آن همه خاموش مرا
نرم باز آمد و بگرفت در آغوش مرا
گفت:خاموش درین جا چه نشستی؟" گفتم:
بوی محبوبه ی شب می برد از هوش مرا!
بوی محبوبه شب، بوی جنون پرور عشق
وه، چه جادوست که از هوش برد بوش مرا
بوی محبوبه ی شب، نغمه ی چنگی است لطیف
که ز افلاک کند زمزمه در گوش مرا
بوی محبوبه ی شب همچو شرابی گیراست
مست و شیدا کند این جام پر از نوش مرا
بوی محبوبه ی شب جلوه ی جادویی اوست
آن که کرده ست به یکباره فراموش مرا
دیدگاه ها (۱)

غصه ی دنیا ندارم، چون تو، دنیایم شدیحسرت فردا ندارم، چون تو،...

بی مرز تر از عشقم و بی خانه تر از بادای فاتح بی لشگرِ من خان...

چه سخت استدلتنگ قاصدک بودندر جاده ای که در آن هیچ بادی نمی و...

شب سردیست دلم دیدهٔ تر می خواهددل ِ آشفته من از تو خبر می خو...

۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریاربه یاد...

✦ اولین گناه ✦فصل دوم: مردی که در سایه ایستاده بوداز وقتی به...

✦ اولین گناه ✦فصل سوم: شکارچی در قفس طلایی---پشت درِ نیمه‌با...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۵

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۱‌آنیا و دامیان هنوز...

پارت۴(در عمق نگاه تو)بی‌درنگ کتش را برداشت و پوشید و به سمت ...

007-آلما ویسکی - پارت ۶۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط