ماه تابید و چو دید آن همه خاموش مرا

ماه تابید و چو دید آن همه خاموش مرا
نرم باز آمد و بگرفت در آغوش مرا
گفت:خاموش درین جا چه نشستی؟" گفتم:
بوی محبوبه ی شب می برد از هوش مرا!
بوی محبوبه شب، بوی جنون پرور عشق
وه، چه جادوست که از هوش برد بوش مرا
بوی محبوبه ی شب، نغمه ی چنگی است لطیف
که ز افلاک کند زمزمه در گوش مرا
بوی محبوبه ی شب همچو شرابی گیراست
مست و شیدا کند این جام پر از نوش مرا
بوی محبوبه ی شب جلوه ی جادویی اوست
آن که کرده ست به یکباره فراموش مرا
دیدگاه ها (۱)

۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریاربه یاد...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۴

### 🗝️ پارت دهم (پارت پایانی): رقصِ آخرین شعلهلرزش زمین بند ...

🖤 OBSESSION وسواس | پارت اول: معامله‌ای که نباید انجام می‌شد...

تکاپو پارت 110:تقصیر توئه🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍اما هنوز چند قدم بیشتر بر...

ماه تابید و چو دید آن همه خاموش مرانرم بازآمد و بگرفت در آغو...

ماه تابید و چو دید آن همه خاموش مرانرم بازآمد و بگرفت در آغو...

ماه تابید و چو دید آن همه خاموش مرانرم بازآمد و بگرفت در آغو...

ماه تابید و چو دید آن همه خاموش مرانرم بازآمد و بگرفت در آغو...

ماه تابید و چو دید آن همه خاموش مرانرم باز آمد و بگرفت در آغ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط