ماه تابید و چو دید آن همه خاموش مرا

ماه تابید و چو دید آن همه خاموش مرا
نرم باز آمد و بگرفت در آغوش مرا ...

گفت : «خاموش درین جا چه نشستی ؟» گفتم :
بوی محبوبۀ شب می بَرَد از هوش مرا ...

بوی محبوبۀ شب ، بوی جنون پرور عشق
وه ، چه جادوست که از هوش بَرَد بوش مرا ...

بوی محبوبۀ شب ، نغمۀ چنگی ست لطیف
که ز افلاک کند زمزمه در گوش مرا ...

بوی محبوبۀ شب همچو شرابی گیراست
مست و شیدا کند این جام پر از نوش مرا ...

بوی محبوبۀ شب جلوۀ جادویی اوست
آنکه کرده است به یکباره فراموش مرا ...

دیدگاه ها (۵)

ماه تابید و چو دید آن همه خاموش مرانرم بازآمد و بگرفت در آغو...

ماه تابید و چو دید آن همه خاموش مرانرم بازآمد و بگرفت در آغو...

ماه تابید و چو دید آن همه خاموش مرانرم بازآمد و بگرفت در آغو...

ماه تابید و چو دید آن همه خاموش مرانرم بازآمد و بگرفت در آغو...

ماه تابید و چو دید آن همه خاموش مرانرم بازآمد و بگرفت در آغو...

ماه تابید و چو دید آن همه خاموش مرانرم بازآمد و بگرفت در آغو...

ماه تابید و چو دید آن همه خاموش مرانرم بازآمد و بگرفت در آغو...

شعر و شاعر:ماه تابید و چو دید آن همه خاموش مرانرم باز آمد و ...

ماه تابید و چو دید آن همه خاموش مرانرم باز آمد و بگرفت در آغ...

ماه تابید و چو دید آن همه خاموش مرانرم باز آمد و بگرفت در آغ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط