{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باورت بشود یا نه...

باورت بشود یا نه...
روزی میرسد که دلت برای هیچکس
به اندازه من تنگ نخواهد شد..
برای نگاه کردنم..
خندیدنم...
اذییت کردنم...
برای تمام لحطاتی که در کنارم داشتی...
روزی خواهد رسید که در حسرت تکرار دوباره من خواهی بود...
می دانم روزی که نباشم هیچکس تکرار من نخواهد شد....
دیدگاه ها (۲)

****

روزی حضرت داوود از یک آبادی می گذشت. پیرزنی را دید بر سر قبر...

داره بارون میباره....اماچه فایده داره.....وقتی توروندارم.......

ﺁﺭﺍﻡ ﺗﺮﯾﻦ ﺗﭙﺶ ﻗﻠﺒﻢ ﺭﻭ ﺗﻘﺪﯾﻢ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﺗﺎﺑﺪﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺁﺭﺍﻡ ﺑﺨﺶ ﺗﻤﺎﻡ ...

گاهی وقت‌ها بی‌آنکه بخواهم، شروع می‌کنم بلندبلند با بابام حر...

𝐓𝐡𝐞 𝐋𝐚𝐬𝐭 𝐒𝐞𝐚𝐭 | صندلی آخر𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐صبح روز بعد، دوباره سوار اتو...

پروانه جان

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

پارت اول

𝐓𝐡𝐞 𝐋𝐚𝐬𝐭 𝐒𝐞𝐚𝐭 | صندلی آخر𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑چند روز دیگه هم گذشت صندلی آ...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²⁵﴿ویو تهیونگ﴾بعضی آدم‌ها...بدون اینکه ب...

My professor Chapter:2Part:92انگشتمو روی اسمش گذاشتم و تماس ...

تک پارتی از:جیناسم:پس منتظرممدت ها بود جین عاشق دختری شده بو...

[ چندپارتی از تهیونگ ] [ پارت ۳ ]نزدیک ظهر، وقتی ات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط