{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(سخت گیر) پارت دوازدهم

(سخت گیر) پارت دوازدهم

کوک
توراه بودیم ا.ت هیچی
نمیگفت
کوک: عزیزم قهری
ا.ت:..
کوک: گلم قهر نباش دیگه
باهاش سلامم نمیکنم قهر
نکن
ا.ت:یه لحظه صبر کن
کوک: چیشد دوباره
ا.ت سریع رفت پایین
دوباره بالا آورد
کوک: عزیزم بیا تا ببرمت دکتر
چت شد یکدفعه تا حالا دوبار بالا
آوردی
ا.ت: نه بریم خونه استراحت کنم خوب
میشم
کوک: خب باشه
رفتیم خونه
دستشو گرفتم بردمش تو اتاق خوابوندمش
رو تخت
ــــــــــــــــــــــــــــــ
شب
کوک
نشسته بودیم داشتیم شام آماده
میکردیم
ا.ت: سلام
کوک: عزیزم خوبی وایسا تا بیام
کمکت
ا.ت: نه نمیخواد خوب شدم دیگه
فقط یکم فشارم افتاده بود
کوک: قشنگم بیا بشین شام بخور
م.ک: عروسم بیا
ا.ت: اومدم
م.ک: کی باتو بود منظورم سونیاست
/:اومدم
کوک: تروخدا مامان تو یکی دیگه شروع نکن
م.ک: باشه
پ.ک: عروسم خوبی
/:بله
پ.ک: ببخشید ولی منظورم ا.ت
بود
ا.ت: ممنون پدر جانم خوبم
م.ک: مرد خفه شو
کوک: بسه دیگه بزارید تا غذامونو بخوریم
ــــــــــــــــــــــــــــــ
اجوما داشت ظرفا رو میبرد
یه ظرف افتاد شکست
/:اجوما حواست کجاست
حواستو جمع کن ببینم
خاله جون باید اخراجش
کنید
اجوما: متاسفم
ا.ت بلند شد و رفت کمکش و جمعشون
کرد

#بی_تی_اس
#کوک
#فیک
دیدگاه ها (۳)

که یهو رستوران منفجر شدکوک دست ا. ت رو گرفت و آز رستوران خار...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

سناریو🎀وقتی میری خونه مامان باباش[دوست پسرتن]مامانش:خوش اومد...

true Love①⑧دست تهیونگ رو گرفته بودم ا/ت: من هنوز باورم نشده ...

چند پارتیـــــــــ🩷🍼ـــــــــوقتی میخوای خبر بارداریتو بهش ب...

"اگـه لـبـاسـ زیـرتـونـ رو (🗿) تـو اتـاقـشـونـ جـا بـزاریـد"...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟓 ا/ت هنوز به ماشین سیاه خیره...

چند پارتی ــــــــــــ♥️ـــــــــــــوقتی پریودی و حالت بدهـ...

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»لتس گو؟؟فایتینگ 🔮 🤞 (تابع قوانین ویس...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط