ظرف غذایش که دست نخورده می ماند، وحشت میکردیم.

ظرف غذایش که دست نخورده می ماند، وحشت میکردیم.
مطمئن می شدیم به گروهانی در یک گوشهٔ خط لشکر، غذا نرسیده؛ اینطوری اعتراض می کرد به کارمان.
تا آن گروهان را پیدا نمی کردیم و غذا نمی دادیم بهشان، لب به غذایش نمی زد.
گاهی چهل و هشت ساعت غذا نمیخورد تا یقین کند همه غذا خورده اند.

#سردار_شهید_حاج_قاسم_سلیمانی
#پای_درس_شهدا
@ImamReza313_ir
دیدگاه ها (۰)

#سلیمانی_چگونه_سلیمانی_شد... #فقط_برای_خداظرف غذایش که دست ...

ظرف غذایش که دست‌ نخورده می‌ماند، وحشت می‌کردیم. مطمئن می‌شد...

حاج قاسم

ظرف غذایش که دست نخورده می‌ماند، وحشت میکردیم. مطمئن میشدیم ...

‏غذایش را که نمی‌خورد، وحشت می‌کردیم.مطمئن می‌شدیم به عده ای...

𝐒𝐥𝐚𝐯𝐞 /برده/𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟑𝟖(چند ساعت بعد){ویو ا.ت}چشمامو باز کردم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط