حاج قاسم

ظرف غذایش که دست نخورده می ماند، وحشت می کردیم. مطمئن می شدیم به گروهانی در یک گوشه خط لشکر غذا نرسیده؛ این طوری اعتراض می کرد به کارمان.
تا آن گروهان را پیدا نمی کردیم و غذا نمی دادیم به شان ، لب به غذا نمی زد. گاهی چهل و هشت ساعت غذا نمی خورد تا یقین کند همه غذا خورده اند.

#حاج_قاسم
#مرد_میدان
#شهید_حاج_قاسم_سلیمانی
دیدگاه ها (۱)

چند پارتی

پارت شانزدهم سبز یشمی زیر باران«نایک باید ظرف چهل‌وهشت ساعت ...

#سرونوشت‌ـ‌اشتباهپارت ۲﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋رومن رفتنِ او را تماشا ...

رمان انتقام ازدواج کامل

Custom bride part : 13

#سلیمانی_چگونه_سلیمانی_شد... #فقط_برای_خداظرف غذایش که دست ...

ظرف غذایش که دست نخورده می ماند، وحشت میکردیم.مطمئن می شدیم ...

ظرف غذایش که دست‌ نخورده می‌ماند، وحشت می‌کردیم. مطمئن می‌شد...

ظرف غذایش که دست نخورده می‌ماند، وحشت میکردیم. مطمئن میشدیم ...

‏غذایش را که نمی‌خورد، وحشت می‌کردیم.مطمئن می‌شدیم به عده ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط