{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#سلیمانی_چگونه_سلیمانی_شد... #فقط_برای_خدا

#سلیمانی_چگونه_سلیمانی_شد... #فقط_برای_خدا

ظرف غذایش که دست نخورده می‌ماند وحشت می‌کردیم، مطمئن می‌شدیم به گروهانی در یک گوشه خطِ لشکر غذا نرسیده، اینطوری اعتراض میکرد به کارمان.
تا آن گروهان را پیدا نمی‌کردیم و غذا نمی‌دادیم، لب به غذایش نمی‌زد.
گاهی چهل و هشت ساعت غذا نمی‌خورد تا یقین کند همه غذا خورده‌اند!
دیدگاه ها (۴)

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝒄𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 47سه روز از خبر مرگ آدرین گذشته بود....

(:♡رز ابی من part.3/3اول متن رو بخونید زیر لب گفت و سرعت ماش...

Custom bride part : 13

شروع ✨ریندو سیگاری که گوشه لبش بود رو تو جاسیگاری انداخت کام...

ظرف غذایش که دست نخورده می ماند، وحشت میکردیم.مطمئن می شدیم ...

حاج قاسم

🔰 ظرف غذایش که دست‌نخورده می‌ماند، وحشت می‌کردیم. مطمئن می‌ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط