وقتی شب دیر میای خونه

وقتی شب دیر میای خونه

نامجون: کجا بودی دقیقا کیم ا.ت ؟

جین: میتونم بپرسم تا این وقت شب کدوم گوری بودی؟


شوگا: *خیلی عصبی نگات میکنه*
ا.ت: چاگیاااا اینطوری نگام نکن
شوگا: کجا بودی ها؟ ما قرارمون چی بود؟ مگه نگفتم قبل تاریک شدن هوا برگرد هوم؟
ا.ت: ببخشید یونگییااا خب تو مرکز خرید بودم و حواسم به ساعت نبودد
شوگا: با آخرت باشه اینطوری منو نگران می‌کنی
ا.ت:*بغلش میکنی* چشم پیشییی

جیهوپ: *خیلی ازت عصبی و ناراحته * چرا انقد دیر کردی ؟
ا.ت: سانشاینم ببخشید ، گرم حرف زدن با لیا(دوستت) بودم یهو زمان از دستم در رفت

جیمین: *با داد* به کدوم دلیل فاکی‌ای انقدر دیر کردی ها؟ چرا علاقه داری منو نگران کنی؟ اگه چیزیت میشد چی؟
ا.ت: جیمین..
جیمین: دلیل بیار
ا.ت: ببخشید موچی حواسم به ساعت نبود
جیمین: یه دلیل قانع کننده‌ بیار
ا.ت: ندارم .. اما قول میدم دیگه تکرار نکنم
جیمین:*گونتو میبوسه* قول دادیا
ا.ت: اوهوممم ، حالا آشتی؟
جیمین: آشتی.

تهیونگ:*بلند سرت داد میزنه* کدوم قبرستون‌دَره ای بودی تا این وقت شب؟
ا.ت:*بخاطر داد تهیونگ ، گریت میگیره* سرم داد نزن
تهیونگ:*بغلت می‌کنه* هیشش ، ببخشید پرنسسم اما خیلی ترسیدم که نکنه اتفاقی برات افتاده باشه

کوک: چه عجب اومدی جئون ا.ت




#بی_تی_اس
دیدگاه ها (۴)

سیلام بریم رمان قشنگمون🥺❤️ 🎀✨بریم 🧸 #معرفیرمان :«عموی ناتنی ...

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 4 | چیزی که نمی‌توانست پنهانش کندصبح دوشنبه، دانش...

سناریو میتسویا پارت ۳

💜 پارت اول | شبی که همه‌چیز شروع شد صدای موسیقی کل بار رو پر...

بیست و یکظهر تهیونگ با صدای گریه و فخ فخ از خواب بیدار شدم ج...

تک پارتی

P25عروس فراری ⚠️اقا یه یه بگین نوسیدنه رو عوض کنم یا نه فقط ...

فیک تهیونگ

P18(عزیزان سلام،بزارین از اول این پارت چند نکته رو بهتون بگم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط