ظهر
ظهر
تهیونگ با صدای گریه و فخ فخ از خواب بیدار شدم
جونگکوک داشت گریه میکرد سریع به سمتش رفتم
تهیونگ: چیشده بانی خوشگلم؟
جونگکوک: هعب دردم دارم نمیتونم راه بروم
تهیونگ: باشه باشه آروم باش بهت مسکن میدم بهتر بشی
جونگکوک: اینا همش تقصیر تویه هعب عوضیییییی
جونگکوک مشت های کوشولوش به تهیونگ میزد
تهیونگ: حق داری ببخشید دارلینگ معذرت میخوام ولی تقصیر خودتم هست
جونگکوک: تخصیر من شیه اخه؟ ( تقصیر من چیه اخه؟)
تهیونگ: زیادی خوشمزه خوبی
جونگکوک: عوضی گمشو اونور قهرممم
تهیونگ: نهههه ببخشید نابی خوشگلم ببخشید قول میدم برات یه عالمه خوراکی بخرم
جونگکوک: اخجون خوراکی
تهیونگ: آشتی؟
جونگکوک؛....... باسه
تهیونگ: راستی یادم رفت بهت بگم شب پرواز دارم میریم برای یه مدت آمریکا
جونگکوک : عروسکم چی جیمینی چی پس؟
تهیونگ: عروسک بیار به جیمین گفتم
جونگکوک: خوبههه
تهیونگ با صدای گریه و فخ فخ از خواب بیدار شدم
جونگکوک داشت گریه میکرد سریع به سمتش رفتم
تهیونگ: چیشده بانی خوشگلم؟
جونگکوک: هعب دردم دارم نمیتونم راه بروم
تهیونگ: باشه باشه آروم باش بهت مسکن میدم بهتر بشی
جونگکوک: اینا همش تقصیر تویه هعب عوضیییییی
جونگکوک مشت های کوشولوش به تهیونگ میزد
تهیونگ: حق داری ببخشید دارلینگ معذرت میخوام ولی تقصیر خودتم هست
جونگکوک: تخصیر من شیه اخه؟ ( تقصیر من چیه اخه؟)
تهیونگ: زیادی خوشمزه خوبی
جونگکوک: عوضی گمشو اونور قهرممم
تهیونگ: نهههه ببخشید نابی خوشگلم ببخشید قول میدم برات یه عالمه خوراکی بخرم
جونگکوک: اخجون خوراکی
تهیونگ: آشتی؟
جونگکوک؛....... باسه
تهیونگ: راستی یادم رفت بهت بگم شب پرواز دارم میریم برای یه مدت آمریکا
جونگکوک : عروسکم چی جیمینی چی پس؟
تهیونگ: عروسک بیار به جیمین گفتم
جونگکوک: خوبههه
- ۳۵۲
- ۱۳ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط