{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ظهر

ظهر

تهیونگ با صدای گریه و فخ فخ از خواب بیدار شدم

جونگکوک داشت گریه میکرد سریع به سمتش رفتم

تهیونگ: چیشده بانی خوشگلم؟

جونگکوک: هعب دردم دارم نمیتونم راه بروم

تهیونگ: باشه باشه آروم باش بهت مسکن میدم بهتر بشی

جونگکوک: اینا همش تقصیر تویه هعب عوضیییییی

جونگکوک مشت های کوشولوش به تهیونگ میزد

تهیونگ: حق داری ببخشید دارلینگ معذرت میخوام ولی تقصیر خودتم هست

جونگکوک: تخصیر من شیه اخه؟ ( تقصیر من چیه اخه؟)

تهیونگ: زیادی خوشمزه خوبی

جونگکوک: عوضی گمشو اونور قهرممم

تهیونگ: نهههه ببخشید نابی خوشگلم ببخشید قول میدم برات یه عالمه خوراکی بخرم

جونگکوک: اخجون خوراکی

تهیونگ: آشتی؟

جونگکوک؛....... باسه

تهیونگ: راستی یادم رفت بهت بگم شب پرواز دارم میریم برای یه مدت آمریکا

جونگکوک : عروسکم چی جیمینی چی پس؟

تهیونگ: عروسک بیار به جیمین گفتم

جونگکوک: خوبههه
دیدگاه ها (۱)

پارت یازدهم صبح ویو یونگی : با صدای گریه فخ فخ از خواب بیدار...

part 54نامجون« چیکار میکردین دو ساعت اونجا؟»جونگکوک« هیچی دا...

#pain#P¹¹²#Season²+ خیلی ببخشید اما امشب قرار دارم. بعد آروم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط