#اشتباه_خوب_من

#اشتباه_خوب_من
#پارت_۴۶

داشت چشمام گرم خواب میشد که حس کردم دستی رو بدم داره حرکت میکنه

عماد دستمو همه جا بدنم می‌کشید از شکمم تا قفسه س//ی//ن//م و خود س//ی//ن//م
بعد به گردنم می‌رسید و از کمرم پایین تر میرفت

حس خوبی داشتم و انگار زبانم بهم اجازه نمی‌داد مخالفت کنم

بعد با حرکت آرومی دستمو داخل شلوارم برد و داخل ش//و//ر//ت//م کرد
تند تند نفس نفس میزدم و اونم دستاشو اول اروم حرکت میداد بعد با شدت حرکت می‌کرد
برگشتم سمتش و از چشمام خواهش می‌بارید اونم که اینو دید دستشو از داخل ش//و//ر//ت//م دراوردم و بلند شد

پاهامو دور کمرش حلقه کرد و بلندم کرد و تا ۴ تا درخت اون ور تر برد و تو تاریکی گزاشت تا کسی مارو نبینه
محکم پشتمو بهش درخت کوبید و شروع کرد ل//ب//ا//م//و مکیدن اول ارم بعد با شدت زیاد

خشن شده بود طوری که پشت سر هم ل//ب//ا//م//و گاز می‌گرفت دردم اومد و جیغ ریزی زدم اما اون بی اهمیت بهت فقط محکم تر من رو م//ی//ب//و//س//ی//د

بعد شروع کرد ب//و//س//ی//د//ن
گردنم و گاز گرفتنش محکم گاز می‌گرفت و عین که گرگ وحشی مطمئن بودم فردا جاش کبود میشه
ولی حس خیلی خوبی داشت
دوباره دستو رو بدنم حرکت داد و رسید به س//ی//ن//ه//ه//ا//م و با چنگ گرفتش و محکم فشار داد
تند تند نفس کشیدم که انگار بیشتر تحریکش کرد چون لباسمو تو تنم جر داد و تا خواستم حرفی بزنم س//و//ت//ی//ن//م رو دراورد و شروع کرد به گاز گرفتن س//ی//ن//م

محکم گاز می‌گرفت و لیس میزد و چنگ میزد

_لعنتی س//ی//ن//ه//هات خیلی خوشمزن

بعد با دستاش س//ی//ن//م//و فشار داد که جیغم درآمد

_چیشد چیشد جیغ زدی ؟
وایسا یجوری تنبیهت کنم که حالت بیاد سر جاش

با این حرفش چنان تکان خوردم که وقت نشد اعتراض کنم محکم من رو کبوند رو زمین و شورع کرد به دراوردم شلوارم و لباس زیرش

_نه نه عماد تو ک//ا//ن//د//و//م نداری

_به جهنم

تا خواستم دهنمو باز کنم خودشو داخلم کرد

نفسم برید

با حرکت تند فقط جلو عقب میکرد

ناله های ریزی از دهنم خارج میشد اما اهمیت نمیداد

_لعنت بهت میدونی چقدر میخوامت؟
اونقدر میخوامت که حتی ۱ هفته هم ب//ک//ن//م//ت بازم برام کافی نیست
میخوام جوری خودمو. داخلت کنم که تا یک هفته نتونی راه بری

بعد با شدت داخل و خارج شد

پارت هدیه هم الان واستون میزارم
دیدگاه ها (۰)

‌سـ‌رعـ‌تـ‌ی کـ‌ه بـ‌عـ‌ضـ‌یـ‌ا تـ‌و رل زدن دارن مـ‌رحـ‌وم م...

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

⠀⠀⠀    ⠀⠀⠀                      𝓜𝔂 𝓛𝓸𝓿𝓮𝓵𝔂 𝓢𝓨𝓤𝓐سـلأمم به همگی...

قـ₊ـوانـ₊ـین:¹- بـ₊ـرای اودیـ₊ـش༘ن، هـ₊ـر یه ماه یبار فعـ₊ـ...

پارت۳

«قراردادِ سیاه» p1باران شدیدی روی عمارت قدیمی خانواده‌ی جون ...

رمان :«پسر عموی جذابم»ژانر :عاشقانه / طنز / ا....س.....م.......

نیمه شب بودچان رو کاناپه دراز کشیده بود چون که ظهر با ا/ت بح...

marry without love

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط