{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نه تو می مانی و نه اندوه

نه تو می مانی و نه اندوه
ونه هیچیک از مردم این آبادی...
به حباب نگران لب یک رود قسم،
و به کوتاهی آن لحظه ی شادی که گذشت،
غصه هم می گذرد..
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند.....
لحظه ها عریانند،
به تن لحظه ی خود،
جامه ی اندوه مپوشان...هرگز. .
دیدگاه ها (۳)

نَه ما میمانیم نَه اَندوه..وَ نَه هیچ یِک اَز مَردُمِ این آب...

زیبا تر از خیال تو پیدا نمی شودحتی غزل بدون تو زیبا نمی شودش...

قلبی در قلمرو دشمن — پارت یازده | «صبحِ فراموش‌نشدنی»نور کم‌...

پارت نهم راز خون

007-آلما ویسکی - پارت ۵۶

مافیای من — قسمت ۱۹رازی که به او مربوط بودماشین همچنان در سک...

### پارت ۹: انتخابِ اجباریانبارِ قدیمی اسکله، بویِ مرگ و اند...

پارت 2

رز آبی پارت ۲۸

^.The Law of Violence.^

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط