{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p⁸

p⁸

+ خب.. میشه.. میشه بری بیرون؟ میخوام لباس بپوشم

🐱 نه..*بم*

همینطوری نزدیکم شد.. و دستشو رو سینم کشید..

+ چ.چیکار میکنی *خجالت*

🐱 بدنتو با لباسای سکسی دیده بودم.. ولی این خیلی فرق داره *بم و خمار*

+ منظورت چیه *ترسیده*

🐱 میدونی که عاشقتم.. نباید جلوی مردی که عاشقته اینجوری کنی *بم*

+ خب تو بی اجازه اومدی تو خونم..

🐱 مهم نیست.. هرچی زودتر باید دوست دخترم بشی *بم*

+ برو بیرون.. دیگه نمیتونم این حجم از خجالت رو تحمل کنم..

🐱 هوم باشه *بم*

و رفت بیرون..

داشتم سکته میکردم..

د اخه مرتیکه من قلبم ضعیفه نکن..

هم ذوق داشتم.. هم خجالت

یه تیشرت و شلوارک پوشیدم و رفتم بیرون.. «اسلاید دوم»

🐱 خوبی؟

+ قرار بود بد باشم؟

🐱 ببخشید اگه اونجوری کردم.. دست خودم نبود

+ مهم نیس

🐱 خب.. نگفتی دوستم داری یا نه

+ امممم.. ببین.. من عاشقتم.. ولی.. ولی نه جوری که باهات ازدواج کنم.. امیدوارم منو ببخشی *ناراحت*

🐱 با.باشه.. ببخ..ببخشید مزاحم شدم

+ هی نه..

سریع از خونه رفت بیرون

رو دو زانو فرود اومدم..

اشکام اروم اروم شروع به ریختن کردن

+ من چیکار کردم؟ نمیخواستم دلشو بشکونم.. نههههه *گریه*

رفتم توی تخت.. پتو رو کشیدم رو خودم و اینقدر گریه کردم که خوابم برد..

" ساعت 7 شب "

با صدای زنگ گوشی از خواب بیدار شدم..

با دیدن اسم "یونگی" سریع گوشیو جواب دادم

+ الو

🐱 ات.. ببین.. ممنونم که باعث شدی عشق رو تجربه کنم.. شاید.. شاید وقتی خیلی پیر شدی و جونت رو از دست دادی.. منو ببینی.. خدافظ پیشی خوشگل من:)

و قطع کرد..

یعنی چی؟ من.. من باعث شدم خودکشی کنه

متنفرم خودم..

با گریه لباسمو عوض کردم و سریع به سمت خونش راه افتادم

راه نیم ساعته رو تو پنج دقیقه رفتم..

رمز خونشو نمیدونستم.. فقط محکم میکوبیدم به در

با جیغ و گریه اسمشو صدا میزدم

+ یونگیییی.. هقققق یونگیییی تروخدا باز کنننن.. خواهش میکنممم..باز کننن *گریه و جیغ*

کلی به در ضربه زدم.. تا قفل در شکست و وارد شدم..

همه جارو دنبالش گشتم..

صدای نفس نفسای عجیب میومد..

از اشپزخونه میومد..

با گریه داشت همه قرصارو از جعبه در میاورد

+ یونگیییییییییییی

🐱 اینجا چیکار میکنی

پریدم بغلش..

+ تروخدا نکننن.. خواهش میکنم نکننن.. تو برای من و خیلیا ارزش داری هققق خواهش میکنم نکن.. من نمیتونم بدون تو ادامه بدم *گریه*

🐱 اگه نمیتونی ادامه بدی چرا منو به عنوان دوست پسرت انتخاب نکردی که همیشه پیشت باشم؟

+ من خیلی عاشقتم.. ولی نمیتونم دوس دخترت باشم 😭

🐱 خودکشی نکنم؟

+ نه.. نهههه یونگی نههههه.. تروخدا نه

با شصتش اشکامو پاک کرد

🐱 ببخشید اینکارو کردم..

محکمتر بغلش کردم

+ دیگه نکن..

🐱 باشه.. اروم.. نمیکنم.. ولی باید اینهمه غم که من خوردم رو جبران کنی *بم*

+ چجوری
دیدگاه ها (۶)

p⁹دستاشو روی رون پام کشید.. و به لبام نگاه کرد🐱 باید برام جب...

p¹⁰وقتی رسیدم خونه.. خودمو پرت کردم رو تخت و فقط گریه میکردم...

p⁷برگشتم سر میز~ چیشد+ هیچی.. مثل همیشه.. درخواست.. پشت درخ...

p⁶" تو مهمونی "همینطوری دور میز با دخترا نشسته بودیم.. بقیه ...

~~~~~(عشق ممنوعه)~~~~~~ ...

ستاره ی من(پارت۳)

Part 10 خب تشنم بود چیکار کنم؟ اها پنجره بازش کردم ارتفاع زی...

رمان: قلب در تاریکی

رمان سوم پارت شانزدهم ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚@ ویو راوی ...

forced by your side به اجبار کنار تو part:12+چشم اجومارفتم ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط