{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

توی #سردشت ماشینش رفته بود روی مین. راننده شهید شده بود و

توی #سردشت ماشینش رفته بود روی مین. راننده شهید شده بود و اکبر هم چند تا از دندان ها و فکش آسیب دیده بود.

توی بیمارستان بستری بود. یک بار عملش کرده بودند؛ اما فکش کج جوش خورده بود. پزشک ها می گفتند باید دوباره عمل شود؛ اما خودش زیر بار نمی رفت.

گفتم: چرا نمی خواهی عمل کنی؟
گفت: فعلا کشور در شرایط جنگی است و بیمارستان ها با کمبود مواجه هستند. فعلا ضرورت ندارد. اگر زنده ماندم بماند برای بعد از جنگ.
#شهید_اکبر_غلامی_پور #سیره_اقتصادی_شهدا #تقویت_اقتصاد_ملی

راوی: ولی الله جعفری؛ داماد خانواده #کتاب_شهید_اکبر_غلام_پور ، نویسنده: زهرا حسینی مهر آبادی. نشر حماسه یاران. نوبت چاپ: دوم-1395. صفحه 40 ؛ خاطره 31.

✂️برش ها - پایگاه جامع سیره شهدای جهان اسلام (ایتا و هورسا👇)
@boreshha
🌍http://www.boreshha.ir/
دیدگاه ها (۱)

فرازی از سخنرانی شهید اکبر غلامی پور: ما باید در خط #روحانی...

سه روز مانده بود به #شهادت_حضرت_زهرا (س). بعد از نماز صبح زی...

زیر زمین خانه اش را کرده بود #حسینیه . شروع مراسم ساعت 6 بعد...

شهید احمد کاظمی در #عملیات_بیت_المقدس ترکش خورده بود به سرش....

سال 1372 بود. در محور #فکه، محدوده ارتفاعات 112 مشغول #تفحص ...

محمد نسبت به #پدر_و_مادر ش کمال محبت و احترام را داشت. وقتی ...

فاصله بین شوش تا #فکه یک ساعت و نیم است. در صندلی های عقب بی...

مادرم به شدت مریض شده بود. خیلی هم انسان با خدایی بود. برای ...

" تو سرنوشت منی "پارت ۱۰ویو راوی النا ، هلن رو رسوند بیمارس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط