{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هیس...

هیس...
هیچی نگو...
صدای تو را باد هم نباید بشنود...
تمام وجود تو مال من است...
مردم میگویند دیوانه ای...
تو میگویی حسودم...
اما من عاشقم!
عشق...
حسادت...
دیوانگی...
تو بخند تا ببینی چطور برایت جان میدهم...!
دیدگاه ها (۲)

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:1اگر داستان طوری پیش برود که هر نفر در ...

در تاریخ بنویسد :دختر بچه ای از عشق به پدر و عاطفه ی دخترانه...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

پارت: 32 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«مرخصیِ ساعتی گرفتم.» ماما...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part³ "توصیف در یک جمله:پناهگاهِ امن"وقتی از د...

ساعت ۹ شب بود. اَت از عصر منتظر تهیونگ بود تا باهم شام بخورن...

چند پارتی بازی ممنوع

dark life =36جیمین تقلا کرد. سعی کرد خودش رو آزاد کنه. ولی ت...

پارت اول: سایهٔ غریبهمن «میا» هستم، نوزده ساله. توی عمارتِ ب...

پارت: 26 (بخش1) **زاویه دید: زین**صدای برخورد قاشق نقره با ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط