پارت⑤①
پارت⑤①
تهیونگ: اره گفتم ولی تا قبل از اینکه بفهمم دختر داره
جیمین: منظورت چیه؟
تهیونگ: دخترشو ازش خریدم و با کمال ناباوری گفت بمیره هم واسش مهم نیست، فک کن طرف بخاطر پول بچشو بفروشه
جیمین: دختره الان کجاست؟
تهیونگ: هنوز نرفتم دنبالش
جیمین: اها
تهیونگ: دختره دوست صمیمی ساناعه
جیمین: سانا؟ واقعا؟
تهیونگ: اوهوم
جیمین: حالا میخوای با دختره چیکار کنی؟
تهیونگ: عذابش میدم
جیمین: تو برای اینکه از لی انتقام بگیری، دخترشو خریدی ولی اون که براش مهم نیس که با دخترش چه رفتاری میشه، یعنی هدفات تو خالیه!
تهیونگ: همونطور که من عذاب کشیدم، اون دختر هم قراره عذاب بکشه و تقاص کارای پدرشو پس بده.
جیمین: اوکی، ولی این بی رحمیه تهیونگ، میفهمی
تهیونگ: مهم نیس، هیچی برام مهم نیست، اون دختر قراره اینجا جون بده، شکنجه و اذیت بشه و درآخر بمیره.
ادامه دارد.....
تهیونگ: اره گفتم ولی تا قبل از اینکه بفهمم دختر داره
جیمین: منظورت چیه؟
تهیونگ: دخترشو ازش خریدم و با کمال ناباوری گفت بمیره هم واسش مهم نیست، فک کن طرف بخاطر پول بچشو بفروشه
جیمین: دختره الان کجاست؟
تهیونگ: هنوز نرفتم دنبالش
جیمین: اها
تهیونگ: دختره دوست صمیمی ساناعه
جیمین: سانا؟ واقعا؟
تهیونگ: اوهوم
جیمین: حالا میخوای با دختره چیکار کنی؟
تهیونگ: عذابش میدم
جیمین: تو برای اینکه از لی انتقام بگیری، دخترشو خریدی ولی اون که براش مهم نیس که با دخترش چه رفتاری میشه، یعنی هدفات تو خالیه!
تهیونگ: همونطور که من عذاب کشیدم، اون دختر هم قراره عذاب بکشه و تقاص کارای پدرشو پس بده.
جیمین: اوکی، ولی این بی رحمیه تهیونگ، میفهمی
تهیونگ: مهم نیس، هیچی برام مهم نیست، اون دختر قراره اینجا جون بده، شکنجه و اذیت بشه و درآخر بمیره.
ادامه دارد.....
- ۱۹۳
- ۰۴ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط