طبال ! بزن ؛ بزن ! که نابود شدم

طبال ! بزن ؛ بزن ! که نابود شدم

بر تار غروب زندگی پود شدم

عمرم همه رفت ؛ خفته در کوره ی مرگ

آتش زده استخوان بی دود شدم
#کارو
دیدگاه ها (۶)

هذیان

**پارت ۳۷**بوی تندِ دودِ غلیظ و سیاه، سینه‌هامون رو پر کرده ...

### پارت پنجم: «برزخِ گلوله و پورتال»هوای انبار از شدتِ نیرو...

ترسم که بمیرم وَ نبیبنم رخ ماهش یا اینکه بمانم بخورم حسرت و ...

سناریو باجی کیسوکه

#در_آغوش_شیطان🩸 خلاصهدر جهانی که مرز میان انسان‌ها و موجودات...

برده عمارت جئون

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

پارت ۱۶: پایانِ داستان… و شروعِ یک زندگیغروب بود. آسمون رنگِ...

پارت چهارم: «سکوت در عمق زخم‌ها»عمارت در سکوت شب فرو رفته بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط