وقتی بین بچه هاش فرق میذاشت🩷

وقتی بین بچه هاش فرق میذاشت🩷
پارت ۱
ویو لنی:
اخه گناه من چیه؟...من که ۱۳ سالم بیشتر نیست...چرا باید از همین الان طرد شدن رو حس کنم؟..چون فقط دخترم؟؟...چون پدرم بچه پسر دوست داشت؟...چرا همیشه باید فقط به برادرم توجه بشه؟...مگه من‌آدم نیستم؟..
اره درست فهمیدید...برادر من الکس...۱۸ سالشه تقریبا ۵ سال ازم بزرگتره و بچه اول خانواده هست...
بابای من...جونگکوک...از وقتی من بدنیا اومدم منو دوست نداشت...یعنی نه اینکه اصلا دوستم نداشته باشه....ولی همیشه بین من و الکس فرق میذاشت...هرچی اون میخواست..هروقت که بود..براش فراهم میکرد...اما وقتی نوبت من بود؟..هه..تنها چیزی که فراهم میشد دعوا بود...می‌گفت "چه خبرته هرروز یه چیزی میخوای" ولی وقتی با الکس حرف میزد "بابا قربونت بره..چشم هرچی میخوای بگو برات میخرم"
و منم هربار که اینهارو میشنیدم فقط یه لبخند لرزون میزدم...لبخندی که از هزار تا گریه و فریاد بدتر بود...ولی شب..با بغض میرفتم تو تختم و به این فکر میکردم که..اصلا چرا زندم؟..وقتی کسی دوستم نداره چرا باید زنده باشم؟...
تنها پشتیبان من مادرم بود...
همیشه به بابام می‌گفت "جونگکوک..اون دخترته...درسته الکس هم پسرته..ولی چرا انقدر فرق میزاری؟..اون دختر گناه داره..اونم
حساسات داره..."
ولی کو گوش شنوا؟
اگر به نظرتون حتی یکبار پدرم بهم توجه کرد سخت در اشتباهید...
ادامه دارد.....
حمایت کنید ملکه هام🩷
دیدگاه ها (۶)

#برادر ناتنی من

بقیه پارت 26جینا: حتی با اینکه همیشه باهام سرد بود....نمیدون...

پارت دهم.ویو آساآسا: مامان چیشدع؟چرا حرف نمی زنی فقط داری من...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 46جونگکوک انگار دست ...

مافیای من

پارت دوم دوستان اومیدوارم خوشتان بیایدلبخندی زدم و وقتی جلوی...

طبقه ۱۲پارت اول🚬علامت ها:داهی+جونگکوک_نایا*بقیه اعضا!ویو داه...

پارت ۱۶ — حرفی که بالاخره گفته شدعصر آرامی بود. نیلسو و جونگ...

پارت بیست دوم《Custom kiss》 ×پدرم نیشخن...

بریم برای رمان 🥺🌺لتس گو(این پارت طولانیه گوگولی ها🥹🌺 ببنید چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط