باکوگو : سوتما سوم کجاست ؟
باکوگو : سوتما سوم کجاست ؟
((دو تا سوتما جلو فرود اومدن ))
آیدا : باکوگو و اوراراکا کیریشیما کامیناری همراه من بیاید به سوتما سوم حمله شده بقیه این جا بمونید
(( سوتما سوم ))
دابی : نمیتونم تکون بخورم چه اتفاقی افتاده ؟
میدوریا :(( سرفه کردن خون )) بلاخره تونستم ازش استفاده کنم
شوتو ما نمیتوانیم تکون بخوریم همه ما رو از محدوده خارج کن
میدوریا : اوهوم
نویسنده : میدوریا همه رو از محدوده خارج کرد ولی دابی رو نه همین زمان باکوگو و بقیه رسیدند شوتو براشون در باره استپ زمان گفت میدوریا خودش هم از مهدوده اومد بیرون و گفت
میدوریا : ((سرفه )) کوسه.ر.و خنص.ی نمیکنم تا قهرمان ها . بیان. و دست گیرش کنند
باکوگو :((کول کردن میدوریا )) ولی حالت خوب نیست به خون احتیاج داری
میدوریا : میتونم تحمل کنم
باکوگو : گردنم رو گاز بگیر
میدوریا :(( تکون دادن سر به نشانه نه ))
باکوگو : اگه خون نخوری هم کوست حنصی میشه و تو خطر میافتی هم سقت میشی
میدوریا :(( تکون دادن سر به نشانه نه ))
باکوگو : خودم دارم میگم از خونم بخور زود باش دیگه
بقیه بچه ها : ....
میدوریا : خیلی خب ولی اگر دردت اومد به خاطر خودته
باکوگو : مگه بچه ام زود باش
میدوریا : ((گاز گرفتن گردن باکوگو ))
نویسنده : تو حرکت به سمت دو تا سوتما دیگه میدوریا یه مقدار خون خورد و وقتی رسیدن
اورارا : میدوریا ! (( بقل کردن )) حتماً خیلی سخت بوده پیش اون عوضی ها باشیییییی خیلی ترسیدییییی چقدر آسیب دیدی؟
میدوریا : من خو بم
کل بچه ها :(( بغل کردن دسته جمعی ))
میدوریا : باکوگو بیا گردنت رو پانسمان کنم
اوراراکاوبقیه : گردنش؟
میدوریا : اره . یکم خون بهم داد
اوراراکا :(( مور مور شدن ))
میدوریا : کسی گوشی همراحش هست؟
کامیناری : اره دارم نگاه مبارزه آلمایت میکنم
میدوریا : بیار این جا همه ببینیم
((جمع شدن ))
ادامه پارت بعد 🎀 🗿
تورو خدا ایده بدید . مغزم پوکید 🎀🗿
((دو تا سوتما جلو فرود اومدن ))
آیدا : باکوگو و اوراراکا کیریشیما کامیناری همراه من بیاید به سوتما سوم حمله شده بقیه این جا بمونید
(( سوتما سوم ))
دابی : نمیتونم تکون بخورم چه اتفاقی افتاده ؟
میدوریا :(( سرفه کردن خون )) بلاخره تونستم ازش استفاده کنم
شوتو ما نمیتوانیم تکون بخوریم همه ما رو از محدوده خارج کن
میدوریا : اوهوم
نویسنده : میدوریا همه رو از محدوده خارج کرد ولی دابی رو نه همین زمان باکوگو و بقیه رسیدند شوتو براشون در باره استپ زمان گفت میدوریا خودش هم از مهدوده اومد بیرون و گفت
میدوریا : ((سرفه )) کوسه.ر.و خنص.ی نمیکنم تا قهرمان ها . بیان. و دست گیرش کنند
باکوگو :((کول کردن میدوریا )) ولی حالت خوب نیست به خون احتیاج داری
میدوریا : میتونم تحمل کنم
باکوگو : گردنم رو گاز بگیر
میدوریا :(( تکون دادن سر به نشانه نه ))
باکوگو : اگه خون نخوری هم کوست حنصی میشه و تو خطر میافتی هم سقت میشی
میدوریا :(( تکون دادن سر به نشانه نه ))
باکوگو : خودم دارم میگم از خونم بخور زود باش دیگه
بقیه بچه ها : ....
میدوریا : خیلی خب ولی اگر دردت اومد به خاطر خودته
باکوگو : مگه بچه ام زود باش
میدوریا : ((گاز گرفتن گردن باکوگو ))
نویسنده : تو حرکت به سمت دو تا سوتما دیگه میدوریا یه مقدار خون خورد و وقتی رسیدن
اورارا : میدوریا ! (( بقل کردن )) حتماً خیلی سخت بوده پیش اون عوضی ها باشیییییی خیلی ترسیدییییی چقدر آسیب دیدی؟
میدوریا : من خو بم
کل بچه ها :(( بغل کردن دسته جمعی ))
میدوریا : باکوگو بیا گردنت رو پانسمان کنم
اوراراکاوبقیه : گردنش؟
میدوریا : اره . یکم خون بهم داد
اوراراکا :(( مور مور شدن ))
میدوریا : کسی گوشی همراحش هست؟
کامیناری : اره دارم نگاه مبارزه آلمایت میکنم
میدوریا : بیار این جا همه ببینیم
((جمع شدن ))
ادامه پارت بعد 🎀 🗿
تورو خدا ایده بدید . مغزم پوکید 🎀🗿
- ۷.۳k
- ۱۲ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط