عشق، خیانت، انتقام

عشق، خیانت، انتقام

Part 1

ویو لارا:

سلام من لارا هستم من توی سئول به دنیا اومدم مادرم رو توی چهار سالگی از دست دادم و پدرم دوباره ازدواج کرد .
نامادریم خیلی بدجنسه خواهر ناتینیم هم مثل خودش بدجنسه و پدرم رو علیه من کردن طوری که پدرم تا قبل از ازدواج دوم بهترین پدر برام بود ولی الان هروز که از مدرسه میام منو به اتاق شکنجه میبره و تا حد مرگ منو میزنه از اون طرف نامادریم و دخترش لینا تمام کار های خونه رو میدن به من اگه این کار ها نکنم
تا دو روز توی انباری بدون اب و غذا میمونم
به هر حال مثل هروز از مدرسه اومدم که دیدم شوهر خواهر ناتنیم که عضو بزرگترین باند مافیا جهان هست اومده و داره خونه رو بهم میریزه خیلی ترسیدم
که تا پدرم منو دید گفت «علامت پدر لارا٪»
٪ :لارا رو ببرید کاری به لینا نداشته باشید


ویو لارا:
تا این حرفو شنیدم قلبم تیکه تیکه شد افراد جیمین«شوهر لینا» اومدن منو بردن تو ماشین هیچ تقلایی نکردم اگر هم جیمین دلش برام میسوخت بابام قبولم نمیکرد
وقتی رفتیم توی ماشین جیمین گفت...
دیدگاه ها (۲)

پارت یازدهم ویو جونگکوک -۰ داشتم توی حیاط قصر قدم میزدم و به...

پارت اول ویو لیا سلام من لیا هستم یه سال هست که با جیمین ازد...

☆-هزار یک شب-☆قسمت [۱]ویو ا/تسلام من ا/تم. من پدرم زمانی که ...

پارت هدیه🎁part 45شوگا گفت بیا به هم برگردیملارا بدون معطلی گ...

دوپارتی کاپل ها : ات ، جیمین موضوع:ات دوست دختر جیمین و عضو ...

عشق سوری پارت 9ویو کوک باید برم دنبال اون دختره اوفففف رفت د...

پنهان عشق

ات با صدای لرزون گفت:ـ کجاست؟جیمین سرش رو بالا آورد.ـ ات، بذ...

My dady پارت④①«ویو ۳ روز بعد تهیونگ» همینطور که با جیمین صحب...

پارت ۳ ساعت ۹ و ۱۰ دقیقه_جیمین:از دیشب بود که با پدرم بحث دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط