{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

My dady

My dady
پارت④①

«ویو ۳ روز بعد تهیونگ»

همینطور که با جیمین صحبت میکردم، قهوهمو هم میخوردم.
ذهنم درگیر بود.
به ات فکر میکردم، امروز باید برم دنبالش، من فقط اونو برای انتقام میخوام، به علاوه انتقام از دخترش، خودش رو هم میکشم «پدر ات»
و دخترش هم باید تقاص کار پدرشو پس بده.
باید میاوردمش خونه خودم چون اگه بیارمش عمارت اصلی، «خونه مامانش و سانا» سانا اتو میبینه و میفهمه که اتو برای چی آوردم و ممکنه ات راستشو به سانا بگه. پس بهتره ریسک نکنم و ببرمش خونه خودم. و اینکه اون نباید منو ببینه و بفهمه کی ام درسته که منو دیده ولی وقتی میاد عمارت، نباید بفهمه من تهیونگم.
فنجان قهوه رو، روی میز گذاشتم

جیمین: هوی هوی تهیونگ، الووووو
تهیونگ: ها؟
جیمین: چته؟! از وقتی اومدم تو فکری
تهیونگ: لی گیهو رو یادته؟
جیمین: خب...آره براچی میپرسی؟
تهیونگ: میخوام انتقام بگیرم
جیمین: تهیونگ تو که گفتی ازش میگذری، چیشد یهویی؟



بالاخره بعد از مدت ها تونستم پارت بزارمممم
دیدگاه ها (۰)

#میکاپ_آرتیست_من

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت دهمویو تهیونگهمون روز، جیمین زن...

𓆩 پارت ۶۴ 𓆪 🖤جیمین فوراً به عمارت برگشت و ات هم همراهش رفت.و...

《نوری در دنیای مرده ها》پارت ⁸ویو تهیونگ لعنت به خودم (پسرم ا...

چند پارتی✨نیمه‌شب بود و عمارت تهیونگ در سکوت کامل فرو رفته ب...

مربی موتور سوار

شب تولدم فصل 3پارت 20ات: نمیتونه بهم زنگ بزنه همه خطاشو بلاک...

شب تولدم فصل 3پارت 9سوار متورامون شدیم و رفیقای ات ترک متورا...

پارت ۲دیگه مشخص نبود گریه کردم پس از دست شویی رفتم بیرون و د...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت پنجویو تهیونگات ادرس خونه رو گف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط