من و سعید 4 سال هم اتاقی بودیم در این 4 سال بارز ترین وی

من و سعید 4 سال هم اتاقی بودیم در این 4 سال بارز ترین ویژگی‌اش صداقتش بود
و در هیچ شرایطی دروغ نمی گفت
و بسیار به نماز اول وقت اهمیت می داد.
هیچ وقت غیبت نمی کرد و در جمعی اگر غیبت می شد بلا فاصله آن جمع را ترک می کرد.

در نزدیکی خانه سعید کوچه بازاری بود و خانم هایی با پوشش نامناسب رفت و آمد می کردند
و برای اینکه چشمش به آنها نیفید هیچ وقت از آن کوچه رد نمی‌شد
و از کوچه پشتی منزل که مسیر دورتری داشت رفت و آمد می‌کرد.
صبح ها که من دنبال سعید می رفتم تا به سرکار برویم می دیدم پاهایش گلی است و می پرسیدم «چرا پاهات گلی است ؟»
می گفت «به خاطر اینکه در این کوچه زن های بدحجاب در رفت آمد هستند از کوچه پشتی آمدم و دوست ندارم چشمم به آنها بیفتد».

#شهیـد_مدافـع_حـرم
#سعیـد_ڪمالـی
#خاکیان_خدایی
دیدگاه ها (۱)

انتخابات

پارت ۵۲ — سال‌هایی که نگذشتندچندین سال از آن روز گذشته بود.ه...

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟑 | وقتی یک نفر طرف تو می‌ایستدچند هفته گذشت.دوستی آنها...

تاکسی اصفهان تاکسی وحدتتریبونی برای روشنگری و مطالبه‌گری مرد...

قصه سی و هفتم: امام مهدی (عج) و غیبت صغری (بخش پایانی)

بونتن — «آهنگی که برای مایکی خوانده شد»بار، طبق معمول، پر از...

شاید کمتر کسی باشد که در کودکی، خودش را تخلیه نکرده باشد، با...

روایتی از ۶۱ سال استحاله یک سازمان▪️«مجاهدین» چطور «منافقین»...

کهنه بیار و نو ببر... هنوز صدایش یادم بود؛ هر وقت می‌آمد، با...

از همان روز اولی که باجی را دیدی، فهمیدی قرار نیست هیچ‌چیز د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط