{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هوگو کاپری: درست بعد از مرگ پدرم من خيلی اين بالا ميومدم.

هوگو کاپری: درست بعد از مرگ پدرم من خيلی اين بالا ميومدم. تصور ميکردم که کل دنيا يه ماشين بزرگه؛ ميدونی، ماشين‏ها هيچوقت قطعه اضافي ندارن. اون‏ها هميشه دقيقا شامل قطعاتی ميشن که لازمش دارن، پس فکر کردم اگه همه ی دنيا يه ماشين بزرگ باشه؛ من نميتونم يه بخش اضافي باشم من به دليلی بايد اينجا باشم...
📽 Hugo
دیدگاه ها (۱)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷خیلی دردناک است این مشکل ؛‌که همیشه برای فرار از...

پارت هفتم《بخش دوم از زندگی جونگ کوک》《Custom kiss》           ...

part59. . اخر دفترچرو نگاه کرد، چند برگه کنده شده بود یعنی ...

وقتی بعد از از دعوای دعوای با دوست پسرت مجبور بودید شب پیش ه...

꒷꒦︶꒷꒦︶ ๋ ࣭ ⭑꒷꒦ ꒷꒦︶꒷꒦︶ ๋ ࣭ ⭑꒷꒦ꫂৎدوران تاریکی زندگی جی و کیفرꫂ...

سناریو تایجو

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁷بوسه تموم شد.ولی هیچکد...

part:1{این رمان درخواستی هست و به گفته خود فرد نوع نوشتار خو...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟜و اگر من برای همه‌ی دنیا چیزی نبودم، عیبی نداشت، فقط...

تک پارتیاز:تهیونگوقتی باهم قهر بودیدات و تهیونگ باهم قهرن چر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط