سفره ی افطار خود را پهن کردی در کجا؟

سفره ی افطار خود را پهن کردی در کجا؟
سامرا یا طوس یا کنج بقیع یا کربلا؟

لقمه ی نانی بگیر و عاشقت را سیرص کن
جان من آقا فدای لقمه ی نان شما

نان تو از جنس نان نیمه شبهای علیست
نیمه شب، شاه عرب، نان و رطب، سهم گدا

مثل حیدر نیمه ی شب خانه ها را در بزن
منتظر داری میان تک تک این خانه ها

کوچه و پس کوچه های سینه ام بی تاب توست
ضربه های قلب من می گوید آقا جان بیا

مادرت چشم انتظار لحظه ی دیدار توست
تو بیاور بهر زخم سینه و پهلو دوا

چاره ی غمهای زهرا وارث مولا بیا
العجل دارُالشِّفای دردهای قلب ما


اللهم عجل لولیک الفرج
دیدگاه ها (۶)

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

محبوبم:سلام به شما از گوشه ی تنهایی من که دیشب در یکی از نیم...

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

خسف | قصه سی و هفتم: نرجس خاتون- بخش دوم

چند پارتی بازی ممنوع

سناریو: ماه سرخ

سفره ی افطار خود را پهن کردی در کجا ؟!سامرا یا طوس یا کنج بق...

سفره ی افطار خود را پهن کردی در کجا ؟! سامرا یا طوس یا کنج ب...

بازهم جمعه و معشوق من در سفر استباز هم وسوسه دارم نکند پشت د...

از خانه بیرون می زنم، امّا کجا امشب؟شاید تو می خواهی مرا در ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط