{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شعرمهدوی

شعر_مهدوی
سر میشـود زمانه ولی بی تو غرقِ آه
جانِ مرا رسانده به لب بغـض گاه گاه

تو حاضری و ما همه در بندِ غیبتیم
آقا نجاتمان بده از این شب سیاه

آقا علاجِ رو سِیَـهی چیست غیر اشک
حالا به سوی روضه ات آورده ام پناه

ای ملجاء هـمیشه ی ابن سبیل ها
جا مانده ام شبیه یتیمی میان راه

یک دم بیا به خیمه ی ما، جانِ مادرت
آتش بزن دل همه را با شرار آه

باید شوی تسلی آن قلب مضطرب
آقا بیا که روضـه رسیده بـه قتلگاه

یک جسم نیمه جان و دو صد نیزه و سنان
یک لشکر حرامی و سردار بی سپاه

ناگـه رسیـد زینـب کبری فراز تل
فریاد زد ز سوز جگر وا محمداه

این کشته ی فتاده به هامون حسین توست
این صید دست و پا زده در خون حسین توست
دیدگاه ها (۱)

حدیث_مهدویامام مهدی از دیدگاه امام زین العابدین«یا ابا خالد!...

برخورد امام سجاد (ع) با شتر خودبِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْ...

السلام علیک یا خامس آل عبا ادرکنااحترام امام زمان عج به تربت...

فرازی از ادعیه صحیفه سجادیه ..دعا در رفع اندوه ها اللَّهُمَّ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط