بازهم جمعه و معشوق من در سفر است

بازهم جمعه و معشوق من در سفر است

باز هم وسوسه دارم نکند پشت در است

بازهم جمعه و یک بغض عجیب

باز هم همدم من چشم تر است

سفره ی افطار خود را پهن کردی در کجا ؟!
سامرا یا   طوس یا   کنج بقیع   یا کربلا؟!

لقمه ی نانی بگیر و عاشقت را سیر کن
جان من آقا فدای لقمه ای نان شما

نان تو از جنس نان نیمه شبهای علیست
نیمه شب  شاه عرب   نان و رطب   سهم گدا

مثل حیدر نیمه ی شب خانه ها را در بزن
منتظر داری میان تک تک این خانه ها

کوچه و پس کوچه های سینه ام بی تاب توست
ضربه های قلب من می گوید آقا جان بیا

مادرت چشم انتظار لحظه ی دیدار توست
تو بیاور بهر زخم سینه و پهلو دوا

چاره ی غمهای زهرا وارث مولا بیا
العجل دارُالشِّفای دردهای قلب ما



دیدگاه ها (۱)

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

✨💔 کشتیِ ما به گِل نشسته، کجایی آقا...؟ 🥺🌊🖤🌧️🥀 آقا جان... دل...

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

محبوبم:سلام به شما از گوشه ی تنهایی من که دیشب در یکی از نیم...

پارت ۶

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

༒ 𝘽𝙡𝙤𝙤𝙙𝙮 𝙑𝙖𝙢𝙥𝙞𝙧𝙚 ༒ __ ___ part 1باران شدیدی می‌بارید ...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

تکپارتی تهیونگ

چند پارتی بازی ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط