{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می نویسم امشب..

می نویسم امشب..

به عشق همان که تنهایی ام را وزن کرد و به سنگینی نگاه منجمدش خرید...

نگاهی که دلم هرگز از دیدنش سرد نخواهد شد..

نگاه محبوس توی یک عکس..

عکسی که نمیدانست, هنوز توی دست های من هست..

می نویسم امشب...

تا لغزش قلمم روح تورا بلغزاند ای همیشگی ام.. ای همیشه بهارم.. ای همیشه سبز...

ای باور قلبی که هزار بار شکسته و هرگز نمی شکند..

ای معنای حضور دلی که فراموش میشود, اما هرگز فراموش نمیبرد..

همیشه دلم میخواسته خودم باشم, اما شبیه تو!!

و امروز از حجم احساس تو دور نیستم..

این قلم از دست های تو نفس میگیرد..

و هست تا هستی!!

بمان کنار غزلواره های تنهاییم..

به نام پاک تو این دل ترانه میگوید

جوانه زد به صدایت بهار غم هایم..
دیدگاه ها (۵۲)

lost leaves/رمان جیمین

~ کوچولوی دوست‌داشتنی ما،مکنه‌ی نازِ بنگتن، یه روزی یه پسر ک...

۳۱ سالگیت مبارک نور من جیمین من🌙💜تو زیباترین نوری هستی که شب...

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹⁶خوشبختی از نگاهِ هرکسی، معنایی متفاوت دارد. ا...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۱۰✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒...

p25هوا تاریک شده بود.خانه‌ی سویون، برخلاف همیشه، امشب ساکت‌ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط