{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آســـــــوده بخــــــواب در آغـــــــوش همان حرومزاده اــ

آســـــــوده بخــــــواب در آغـــــــوش همان حرومزاده اـــــــــے کـــــﮧ گرفـــــــــت آسودگیــــــم را....و من سر میکـــــنم هرشـــب با عکـــــس هایــــے کــــﮧ در نبودنت بــــﮧ آتشم میـــــکشم....
لعنتــــــــ بــــﮧ چشم هاــــــــے هرزه اـــــــے کــــﮧ تاوان لذتشان را دل بایـد پرداخــــــــت کند..!...
دیدگاه ها (۱)

شاهزاده» فصل اول: دختر گمشده... در دل جنگلی سرسبز و دورافتاد...

صبح روز بعد، وقتی بیدار شدم، مایکی کنار پنجره ایستاده بود.پی...

[•]عمارت عشق [•]"Part number 25"از دست همه شاکی بود، کسی رو ...

صدای ناله هایی از گوشه کناره های متروکه شنیده می‌شد. ( غلط ک...

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

Part:4🥀صبح که از راه رسید رزا با تابش نور خورشید چشمان قهوه ...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وششم | گناهی که مال او نبودشب...سکوت سن...

دیـدی چـی شـد؟!دیـشـب خـوابــتـو دیـدم...♡!راسـتـش هـرشـب بـ...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۷

....پارت یازدهم.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط