دنبال سکه می گردم

دنبال سکه می گردم
می خواهم به گذشته ها زنگ بزنم
به روزهای خوب
به دل های بزرگ
به پدر پیرم
به جوانی مادرم
به کودکی که کوچه ها را خاطره کرد
می خواهم زنگ بزنم
به دوچرخه ی خسته ام
به مسیر مدرسه ام
که خنده های مرا فراموش کرده
به نیمکت های پر از یادگاری مهر
به سفره ی وصله خورده ی خالی از نان
به زمستانی که با زمین قهر نبود
به چراغ نفتی رنگ و رو رفته ای
که همه ی ما را
با عشق دور هم جمع می کرد
می دانم آن خاطره ها از آن محل
کوچ کرده اند
می دانم هیچ سکه ای
در هیچ گوشی تلفنی
دیگر مرا به آن روزها وصل نخواهد کرد..



#kurdman





#کورد
#کوردستان
#فرهنگ
#تمدن
#اصالت
دیدگاه ها (۷)

💙میخواهم به گذشته ها زنگ بزنمبه آن روزهای گذشتهبه دل های بزر...

«در ازدحامِ این‌همه اندوهِ بی‌تعبیر، قلبم به ماتمکده‌ای می‌م...

امروز که تولدم را تبریک گفتید، عشق در وجودم حک شد. شما دوستا...

فراتر از خویش

«گاهی هم این‌گونه می‌شوم…نه دردی در تن دارم که فریاد بزنم، ن...

دقیق که می‌شوم، شگفتا از این جعبه‌های جادویی که سال‌ها خاطره...

در گذشته، پیرمردی بود که از راه کفاشی گذر عمر می کرد ...او ه...

حقیقت را بیان کردن هم لیاقت میخواهد ....

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

خاطراتِ معلق در نور

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط