{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اینو بخونین عالیه

اینو بخونین عالیه
این قضیه میگن واقعیت داره و توی مشهد اتفاق افتاده 
مسافرکش بدون مسافر داشته میرفته یهو کنار خیابون یه مسافر مرد با 
قیافه ی مذهبی میبینه کنار میزنه سوارش میکنه و مسافر صندلی جلو میشینه یه 
دقیقه بعد مسافر از راننده تاکسی میپرسه :آقا منو میشناسی ؟ 
راننده میگه : نه 
یهو راننده واسه یه مسافر خانوم که دست تکون میده نگه میداره و خانومه عقب میشینه مسافر مرد از راننده دوباره میپرسه منو میشناسی؟ 
راننده 
میگه : نه. شما ؟ 
مسافر مرد میگه : من عزرائیلم راننده میگه : برو بابا اُسکول گیر آوردی؟ 
یهو خانومه از عقب به راننده میگه :ببخشید آقا شما دارین با کی حرف میزنین؟ 
راننده تا اینو میشنوه ترمز میزنه و از ترس فرار میکنه. 
بعد زنه و مرده با هم ماشینو میدزدن
دیدگاه ها (۸)

یوکی با چشمای گرد به گیو نگاه میکنه و سعی میکنه فکر نکنه ...

ساکورا : چطور؟میزوکی:هیچیساکورا: جواب رو بده میزوکی :داییم ب...

*چشمام رو باز کردم و دیدم که توی یه انباری چِر‌ک و کثیفم که ...

forced by your sideبه اجبار کنار تو part: 23رفتن داخل خونه ن...

پارت ۳۰

P26عروس فراری ..ا/ت صبح که بلند شد دید ریندو نیست و حتما پای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط