قاتل آسیا
قاتل آسیا
Part:1
کوله پشتیش رو کولش و شاخه گلی که صبح خریده بود رو برداشت و از دانشگاه بیرون رفت...
توی کوچه ها قدم بر میداشت و آواز میخوند... خیلی خوشحال بود چون امروز میشد دو سال که توی یه دانشگاه عالی رشته مورد علاقشو میخوند...
باید از یه خیابون تنگ و باریک هم رد میشد ، تا حالا اینجا نیومده بود چون کوچه ای که همیشه ازش عبور میکرد رو داشتن آسفالت میکردن...
حس خوبی نداشت اما به راهش ادامه داد ، صداهای عجیب و غریب میومد...چک چک آب...اما بارون که نمیومد!...قدم های سنگین... جز دختر که کسی نبود!...سوت های ترسناک... امکان نداره!
که یهو یه صدایی اومد...
ـ هی کوچولو ( خیلی آروم و بم)
اما دختر فکر کرد که توهم زده زده و دو بند کوله پشتیش رو گرفت ، شاخه گل رو هم محکم تر گرفت و آروم آروم قدم برداشت...
چک...چک...چک
سرعت قدم هاشو بیشتر کرد و موهاش رو به پشت گوشش هدایت کرد...
که یهو...
ادامه دارد...
...................
این رو اون زمان گذاشته بودم ۶۷ تا لایک گرفت...اما...الان...دیگه حمایتم نمیکنید؟ قبلا خیلی ذوق میکردم🙂
Part:1
کوله پشتیش رو کولش و شاخه گلی که صبح خریده بود رو برداشت و از دانشگاه بیرون رفت...
توی کوچه ها قدم بر میداشت و آواز میخوند... خیلی خوشحال بود چون امروز میشد دو سال که توی یه دانشگاه عالی رشته مورد علاقشو میخوند...
باید از یه خیابون تنگ و باریک هم رد میشد ، تا حالا اینجا نیومده بود چون کوچه ای که همیشه ازش عبور میکرد رو داشتن آسفالت میکردن...
حس خوبی نداشت اما به راهش ادامه داد ، صداهای عجیب و غریب میومد...چک چک آب...اما بارون که نمیومد!...قدم های سنگین... جز دختر که کسی نبود!...سوت های ترسناک... امکان نداره!
که یهو یه صدایی اومد...
ـ هی کوچولو ( خیلی آروم و بم)
اما دختر فکر کرد که توهم زده زده و دو بند کوله پشتیش رو گرفت ، شاخه گل رو هم محکم تر گرفت و آروم آروم قدم برداشت...
چک...چک...چک
سرعت قدم هاشو بیشتر کرد و موهاش رو به پشت گوشش هدایت کرد...
که یهو...
ادامه دارد...
...................
این رو اون زمان گذاشته بودم ۶۷ تا لایک گرفت...اما...الان...دیگه حمایتم نمیکنید؟ قبلا خیلی ذوق میکردم🙂
- ۱۴.۶k
- ۱۵ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط