پارت دهم

پارت دهم

پارت دهم

صبح روز چشن

راوی: جونگکوک با صدای پرنده ها از خواب بیدار شد به سرعت شروع به انجام کار های مربوطه کرد

جونگکوک خیلی آروم از خونه خارج شد چون هنوز مادر خواب بود

جونگکوک: چه هوای خوبیه امیدوارم هنچی خوب پیش بره

روای: جونگکوک به سمت قصر قدم بر می‌داشت و هر لحظه به قصر نزدیک تر میشد

قصر

جونگکوک: خوب رسیدم الان باید برم بخش آشپز خونه

جونگکوک توی قصر قدم میزد تا اینکه یه سرباز بهش رسید

سرباز: ای پسر تو اینجا چیکار میکنی؟

جونگکوک: اووو سلام من استخدام شدم برای چشن

سرباز: خوب نامت کجاست؟

جونگکوک: یه لحظه

جونگکوک نامه از توی کیفش در اورد به سرباز نشون داد

سرباز: خیل خوبه

جونگکوک: فقط ببخشید آشپزخونه کجاست؟

سرباز: همین راه ادامه بده یه در چوبی بزرک میبینی

جونگکوک: باش مرسی

روای: جونگکوک همون طور که سرباز گفته بود به راهش ادامه داد

آشپزخونه

روای: جونگکوک در چوبی باز کرد با تعداد زیادی آدم رو به رو شد

جونگکوک: سلام

همگی: سلام

روای:ارشد خدمتکار ها به سمت جونگکوک اومد جونگکوک راهنمایی کرد


ارشد خدمتکار ها: سلام خیلی خوش اومدی بهتره زودتر کارمون شروع کنیم وقت نیست بیا و به جمه ما بپیوند فقط اسمت؟


جونگکوک: چشم جونگکوکم


روای: جونگکوک و ارشد خدمتکار ها به سمت بقیه رفتن
دیدگاه ها (۸)

داشتم به سمت اتاق پادشاه میدویدم که ناگهان چاقویی تا ته داخل...

پارت دهم فلش بک به دیشب تهیونگ: بلخره رسیدم خونه‌ی جونگکوک ا...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part لبخندی زدم... جای...

گل خونی پارت 50- باشع خداحافظ عزیزمجونگکوک گوشی رو قطع کرد ر...

چند پارتی(درخواستی)

the missing link part¹⁸همین که خواست به سمتش بره یکی از خدمت...

جهانی میان بیداری و خوابPart 2آملیا بعد از اینکه از تخت بلند...

(کشتار مافیا) «پارت 4ویو سوجین: داخل آشپزخونه شدم خیلی بزرگ ...

شاگرد لوس من

چند پارتی Pat : 1اسم : وقتی بهت سیلی میزنهنشانه ا.ت : (*)نشا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط