{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من اینجا ریشه در خاکم.

من اینجا ریشه در خاکم.
من اینجا عاشق این خاکِ از آلودگی پاکم.
من اینجا تا نفس باقی‌ست می‌مانم.
من از اینجا چه می‌خواهم، نمی‌دانم!
امید روشنایی گرچه در این تیره گی‌ها نیست،
من اینجا باز در این دشتِ خشکِ تشنه می‌رانم.
من اینجا روزی آخر از دل این خاک، با دستِ تهی
گُل بر می‌افشانم.
من اینجا روزی آخر از ستیغ کوه، چون خورشید.
سرود فتح می‌خوانم،
و می‌دانم
تو روزی باز خواهی گشت!

فریدون مشیری
دیدگاه ها (۱)

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑦ _بخش اول_ حالا وقتش نیست که ب...

فاصله یک لبخند تا جنون

P10کانال های تلویزیون رو بی‌هدف میگشت،درواقع جسمش داشت این ک...

من اینجا ریشه در خاکممن اینجا عاشقِ این خاکِ اگر آلوده یا پا...

#امیدِ روشناییگرچه در این تیرگی‌ها نیست،من اینجاباز در این د...

پدر سوگند به تو که،من اینجا ریشه در خاکممن اینجا عاشق این خا...

من اینجا ریشه در خاکممن اینجا عاشق این خاک اگر آلوده یا پاکم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط