هوووو یکم دیر دادم

‹My•Darling›.۱۵ (last part)

مایکی یه پوزخند میزنه و تو یه حرکت ناگهانی سر ا/ت رو میگیره و می‌کشه سمت خودش وا/ت رو میبوسه. نفس ا/ت بند میاد و مردمک هاش از تعجب گشاد میشن.
ولی مایکی فقط بوسه رو عمیق تر می‌کنه و با زبونش زبون ا/ت رو بازی میده. بعد یه بوسه طولانی و نفس گیر مایکی از ا/ت جدا میشه ولی دستشو لای موهای ا/ت در نمیاره.
مایکی : اینم...جواب سوالت. دورایاکی کوچولو😜
ا/ت : ه...ها؟چی؟ این چی بود؟ چرا؟ من که...
مایکی جدی میشه و به ا/ت نزدیک تر میشه.
مایکی : یادته روی نیمکت بهت گفتم ازت مراقبت میکنم؟ سر حرفم میمونم. ا/ت... میدونم که خاطره خوبی با رابطه نداری. ضربه خوردی. من میتونم قلبتو دوباره سالم کنم ، مکانیک قلب شکسته‌ات میشم و اونو مال خودم میکنم. مال من بشو. کل عمرم رو وفق تو میکنم، از وقتی دیدمت ، عاشقت شدم.
ا/ت که به مایکی اعتماد کرده بود و از طرفی میدونست دراکن هم حتی خیلی قبولش داره، قبول کرد. با حرف های عاشقانه مایکی اشک توی چشمای ا/ت جمع شد ولی نذاشت بریزن ، یه لبخند ریز زد و خوش جلو رفت و مایکی رو بوسید.
بعد از بوسه مایکی رو بغل کرد و گردنش رو بوسید. مایکی هم موهای ا/ت رو بوسید.
مایکی : یعنی...
ا/ت : منم دوستت دارم مایکی ، از حالا به بعد من مال تو میشم و تو مال من ، فقط خودمو خودت. دنیامونو با هم از نو می‌سازیم. پا به پات میام.
مایکی : ممنونم دورایاکی😊
و ا/ت تو بغل مایکی خوابش برد.
صبح دراکن اومد خونه ا/ت و اون دو تا رو خوب توی بغل هم دید. لبخند زد و ازشون عکس گرفت و صبر کرد تا بیدار بشن و وقتی بیدار شدن بعد از کلی شنیدن غرغر های ا/ت سر دراکن ماجرا رو بهش گفتن و دراکن به بقیه گفت و از اون موقع به بعد ا/ت شد عزیز دردونه مایکی و خواهر کل تومان.


پایاننننننن🥳🥳🥳🥳
یکم دیگه شاید اون سناریو هم گذاشتم و راستی.
یه سناریو جدید در راهه از اتک درخواستی ، بگین شیپش با کی باشه.
دیدگاه ها (۴۱)

سناریو مایکی پارت ۵

سناریو از مایکی(تومان) درخواستی😘🍒❤️برای کاربر: @maysa_shokoد...

سناریو خط قرمز پارت ۲

سناریو بونتن پارت ۹

سناریو ایدل رویایی پارت ۵

سناریو مایکی پارت اخر

پارت 5

P25عروس فراری ⚠️اقا یه یه بگین نوسیدنه رو عوض کنم یا نه فقط ...

part fifteen ::🍦🍫🍦🍫🍦🍫🍦🍫🍦🍫🍦🍫🍦🍫🍦🍫ا.ت با تعجب به مایکی نگاه کرد...

stolen

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط