سناریو خط قرمز پارت ۲
سلامممم
مهتاب گل🌷 یه عکس بهم داد گفت این عکسه خواهر دراکن
اس دوم گذاشتمش🙂↕️
شروع
دراکن: بین نمیشه که همین جوری از یکی خوشت بیاد باهاش بری تو رابطه شاید اصلا ادم خوبی نباشه
ا/ت:چطور تو هرجا که دوست داری با اما میری ولی من حتی نمیتونم
باهاش رابطه داشته باشم
بعدش مگه تو باجی دوست نیستید
باجی ادم بدی !(با داد)
دراکن: من داداشتم منم میگم باکی بگردی
ا/ت: گوه نخور بابا(😂خندم گرفته)
دراکن: چی؟
ا/ت: بحث کردن با تو هیچ فایده ای نداره اگه امشب میری گنگ منم باهات میامممممممم
دراکن: نه نمیزارم
ا/ت: میرم به اما میگم با یه دختر دیگه رابطه داری هااااا
دراکن: اه باشه فقط دردسر درست نکن
ا/ت: باشه
نویسنده: بعد از تموم شدن حرفاشو ا/ت و دراکن راهی مدرسه میشن
البته ا/ت جلوتر میره چون دراکن باید بره سراغ مایکی
تا موهاشو بکشه(😂)
نویسنده: ا/ت میره سر کلاس و میشه و باجی مثل همیشه با موهای بسته و عینک نشسته
نویسنده: باجی میاد سمت ا/ت
باجی: سلاممممم خوبی
ا/ت: اه سلام ممنون
باجی : انگار حالت گرفتست چیزی شده
ا/ت: خوب با داداشم دعوا کردم
باجی: سر چی؟
ا/ت با یه دستش میزنه تو سر خودش
ا/ت: خوب تو دیگههههههه
باجی: عه وا من!
ا/ت: نه عمم (منو میگه ها😂)
ا/ت: باجی گردو بخور مغزت یکم کار کنه
باجی: دارم سعیمو میکنم
ا/ت: ای خداااااااااا
باجی: نگران نباش درست میشم
بچها دستم بنده زود پارت بعدو میدم
قوللللللل
مهتاب گل🌷 یه عکس بهم داد گفت این عکسه خواهر دراکن
اس دوم گذاشتمش🙂↕️
شروع
دراکن: بین نمیشه که همین جوری از یکی خوشت بیاد باهاش بری تو رابطه شاید اصلا ادم خوبی نباشه
ا/ت:چطور تو هرجا که دوست داری با اما میری ولی من حتی نمیتونم
باهاش رابطه داشته باشم
بعدش مگه تو باجی دوست نیستید
باجی ادم بدی !(با داد)
دراکن: من داداشتم منم میگم باکی بگردی
ا/ت: گوه نخور بابا(😂خندم گرفته)
دراکن: چی؟
ا/ت: بحث کردن با تو هیچ فایده ای نداره اگه امشب میری گنگ منم باهات میامممممممم
دراکن: نه نمیزارم
ا/ت: میرم به اما میگم با یه دختر دیگه رابطه داری هااااا
دراکن: اه باشه فقط دردسر درست نکن
ا/ت: باشه
نویسنده: بعد از تموم شدن حرفاشو ا/ت و دراکن راهی مدرسه میشن
البته ا/ت جلوتر میره چون دراکن باید بره سراغ مایکی
تا موهاشو بکشه(😂)
نویسنده: ا/ت میره سر کلاس و میشه و باجی مثل همیشه با موهای بسته و عینک نشسته
نویسنده: باجی میاد سمت ا/ت
باجی: سلاممممم خوبی
ا/ت: اه سلام ممنون
باجی : انگار حالت گرفتست چیزی شده
ا/ت: خوب با داداشم دعوا کردم
باجی: سر چی؟
ا/ت با یه دستش میزنه تو سر خودش
ا/ت: خوب تو دیگههههههه
باجی: عه وا من!
ا/ت: نه عمم (منو میگه ها😂)
ا/ت: باجی گردو بخور مغزت یکم کار کنه
باجی: دارم سعیمو میکنم
ا/ت: ای خداااااااااا
باجی: نگران نباش درست میشم
بچها دستم بنده زود پارت بعدو میدم
قوللللللل
- ۴۳.۴k
- ۲۹ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط