سناریو بونتن پارت ۹

بلاخره
اول مهر چطور بود برام بگید🫠

شروع

نویسنده: ا/ت از دیدن سانزو یکم تعجب کرد
که مایکی متوجه ا/ت شد

مایکی: ا/ت بیا اینجا

سانزو: اما رئیس درمورد اونا چی

مایکی: ا/ت از خودمونه

نویسنده: ا/ت رفت پیش مایکی و ،مایکی اونو نشوند رو پاهاش
در حالی که سانزو داشت گزارش ها رو توضیح میداد
مایکی داشت با موهای ا/ت ور میرفت
و بلاخره گزارش ها تموم شد و سانزو رفت
و ا/ت بدبخت نمیدونست از سانزو خجالت بکشه یا از مایکی

مایکی: تب داری؟

ا/ت: ام چی نهههههه

مایکی: اها عجب

ا/ت: چیزه دشمن جدید پیدا کردی

مایکی: دشمن که زیاد دارم اینم روش

مایکی: باید یه چیزی بگم امشب نیستم باید برم عمارت یسری کار دارم
مراقب خودت باش خوب

ا/ت: اهوم توهم همینطور

نویسنده: و بعد از اون مایکی خونه رو ترک کرد


نویسنده: پارت بعدو خونین میخوام بکنم🤣
دیدگاه ها (۱۸)

سناریو سانزو پارت ۱

سناریو مایکی پارت ۵

سناریو ایدل رویایی پارت ۴

سناریو مایکی پارت ۱

سناریو مایکی پارت اخر

stolen

تک پارتی از سانزو هاروچیو🖤🤞یاندره و هنتای داره و لطفا گذارش ...

بونتن — «آهنگی که برای مایکی خوانده شد»بار، طبق معمول، پر از...

سناریو سو پارت اول

سناریو سو پارت دوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط