خسف | یک گفتگوی کوتاه با شما
خب، قصه امام کاظم (ع) را که خواندی.
دیدی که در اوج قدرت هارونالرشید، امام چطور در سیاهچال نفس میکشید و چطور همان زندان، تبدیل به مرکز فرماندهی نرم شیعه شد.
اما بیا یک لحظه دور شویم از تاریخ.
بیا این سه جریانی که دور امام حلقه زده بودند، بگذاریم روی میزِ امروزِ خودمان:
۱. جریان اول: قدرتِ فاسدِ بیحقیقت
عباسیان با آن همه شکوه ظاهری، یک زخم کهنه داشتند: «مشروعیت» نداشتند.
برای همین از حقیقت (اهل بیت) میترسیدند.
امروز هم مصداق این جریان، همان ابرقدرتهاییاند که بمب اتم دارند، دلار دارند، رسانه دارند، اما «حقیقت» ندارند.
تمام قدرتنماییشان از ترسِ فروپاشی است.
مثل هارون که وقتی از امام میترسید، او را به زندان انداخت.
۲. جریان دوم: انقلابیهای عجول و بیتدبیر
علویانِ انشعابی، آدمهای بدی نبودند.
آنها غیرت دینی داشتند، از ظلم به ستوه آمده بودند، اما «تشخیص» نداشتند.
قیام بیپشتوانه را با جهاد اشتباه گرفته بودند.
امروز هم این جریان هست:
آنهایی که از شدت عصبانیت از دشمن، میخواهند همه پلها را خراب کنند، بیآنکه به عمق تشکیلاتی و تربیت نیرو فکر کنند. غیرتشان را باید ستود، اما تدبیرشان را نه.
۳. جریان سوم: نفاقِ خزنده
خطرناکترینشان.
نفوذیهایی که در لباس دوست بودند و برای دستگاه هارون جاسوسی میکردند.
آنها نه مثل عباسیان شمشیر داشتند، نه مثل انشعابیها غیرت. آنها فقط «اطلاعات» جابهجا میکردند و پول میگرفتند.
امروز هم این جریان زنده است:
جاسوس که نه، اما «تحلیلفروشِ دشمن».
کسی که در جلسات خودمانی، زمزمه میکند که «واقعبین باش، دنیا عوض شده، همان به که با دشمن بسازی و مذاکره کنی.»
اینها نفوذیهای نرماند.
حالا با این عینک، نگاه کن.
در اطرافت، در اخبار، در تحلیلها، این سه جریان را ببین.
کدامشان را بیشتر میبینی؟
دوست دارم بدانم تحلیل تو از این آینهای که جلوی تاریخ گرفتیم چیست.
کامنت بگذار، حرف بزنیم.
یا حق
🕌 قرارگاه بصیرت «خَسف»
📌 https://eitaa.com/Khasf_Bayda
دیدی که در اوج قدرت هارونالرشید، امام چطور در سیاهچال نفس میکشید و چطور همان زندان، تبدیل به مرکز فرماندهی نرم شیعه شد.
اما بیا یک لحظه دور شویم از تاریخ.
بیا این سه جریانی که دور امام حلقه زده بودند، بگذاریم روی میزِ امروزِ خودمان:
۱. جریان اول: قدرتِ فاسدِ بیحقیقت
عباسیان با آن همه شکوه ظاهری، یک زخم کهنه داشتند: «مشروعیت» نداشتند.
برای همین از حقیقت (اهل بیت) میترسیدند.
امروز هم مصداق این جریان، همان ابرقدرتهاییاند که بمب اتم دارند، دلار دارند، رسانه دارند، اما «حقیقت» ندارند.
تمام قدرتنماییشان از ترسِ فروپاشی است.
مثل هارون که وقتی از امام میترسید، او را به زندان انداخت.
۲. جریان دوم: انقلابیهای عجول و بیتدبیر
علویانِ انشعابی، آدمهای بدی نبودند.
آنها غیرت دینی داشتند، از ظلم به ستوه آمده بودند، اما «تشخیص» نداشتند.
قیام بیپشتوانه را با جهاد اشتباه گرفته بودند.
امروز هم این جریان هست:
آنهایی که از شدت عصبانیت از دشمن، میخواهند همه پلها را خراب کنند، بیآنکه به عمق تشکیلاتی و تربیت نیرو فکر کنند. غیرتشان را باید ستود، اما تدبیرشان را نه.
۳. جریان سوم: نفاقِ خزنده
خطرناکترینشان.
نفوذیهایی که در لباس دوست بودند و برای دستگاه هارون جاسوسی میکردند.
آنها نه مثل عباسیان شمشیر داشتند، نه مثل انشعابیها غیرت. آنها فقط «اطلاعات» جابهجا میکردند و پول میگرفتند.
امروز هم این جریان زنده است:
جاسوس که نه، اما «تحلیلفروشِ دشمن».
کسی که در جلسات خودمانی، زمزمه میکند که «واقعبین باش، دنیا عوض شده، همان به که با دشمن بسازی و مذاکره کنی.»
اینها نفوذیهای نرماند.
حالا با این عینک، نگاه کن.
در اطرافت، در اخبار، در تحلیلها، این سه جریان را ببین.
کدامشان را بیشتر میبینی؟
دوست دارم بدانم تحلیل تو از این آینهای که جلوی تاریخ گرفتیم چیست.
کامنت بگذار، حرف بزنیم.
یا حق
🕌 قرارگاه بصیرت «خَسف»
📌 https://eitaa.com/Khasf_Bayda
- ۱۱.۳k
- ۱۰ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط