تولد قهرمان من. پارت بیست
(بالاخره بیست پارتی شدن سناریو مبارک 💚)
(بچه ها یه تصمیمی گرفتم... چون شیروها اضافه شده... میخوام مینتا رو حذف کنم از کلاس... نظرتون چیه؟)
رتبه ی...
پنج کلاس بودم!؟ اولی ام کاچان بود... و ایزو چان اخری بود... دلم میخواست ای کاش من اخر میشدم... اینجوری ایزو چان...
🖤"و باید بگم اخراج شدن همش یه شوخی برای دیدن تمام سطح مهارتتون بود.. "
++"چ... چیییییییییی؟"
"همینی که گفتم... هیچکدوم اخراج نمیشید... بهتون گفته بودم توی کارم ازادی عمل دارم... اجازه ی این کارارو هم دارم... حالا پاشید برید که خیلی شلوغش کردید.."
(ایدا کون رو با 💙 نشون میدم)
دیدم که اون پسر عینکیه همونی که تو ازمون هم به ایزو چان گیر داده بود دستشو برد بالا و وقتی ایزاوا سنسه بهش اجازه ی حرف زدن داد گفت: ولی سنسه اینکه مارو با دروغ وادار کنید توانایی هامون رو نشون بدیم یه کم غیر اخلاقی نیست؟ "
🖤"نه فقط خواستم توانایی هاتون رو بیرون بکشم، حالا هم برید جمع کنید برای کلاس بعدی من خوابم میاد.. "
بعد هم کیسه خواب زردش رو برداشت و رفت توش که بره بگیره بخوابه... زیاد نمیخوابید؟ ولی... همش الکی بود یعنی کسی حذف نمیشد و در نتیجه.. ایزو چان هنوز هم تو یو ای میموند! داشتم از خوشحالی بال در میاوردم رتبه ی پنج کلاس اونم بدون تلاش خیلی زیاد... فکر میکنم خیلی خوب بود ولی حتما بقیه ی دنبال پیشرفتن باید بیشتر تلاش کنم، خیلی بیشتر باید بتونم از کاچان هم جلو بزنم و به ایزو چان کمک کنم...
وقتی تو راه رختکن بودیم یهو دخترا ریختن سرم
(هاگاکوره سان با 🩵 جیرو سان با 💜 اوراراکا سان با 🤎 مینا سان با 💖 و یائوروزو سان با ❤ و شیرو چان با 🤍 و تسویو چان هم با🐸)
💖"واوو دختر عالی بودییییی!!! "
🩵"اوم اوم... رتبه ی دوم شدی سوگوی! "
🤎"ای کاش کوسه منم مثل تو انقدر ازادی عمل بهم میداد... خیلی عالی بودی موریگامی چان.. "
🤍"ب... بچه ها... لازم نیست رسمی باشید شیروها چان یا حتی شیرو چان میتونید صدام کنید.. "
🐸"به نظرم که برای اولین روز خیلی خفن بودی کرو.. "
❤"درسته موریگامی سان عملکردت خیلی خوب بود واقعا خیلی خوب عمل کردی، فکر میکنم با وجود این قوی ترین بین دخترا باشی، برام جالبه چطور با همچین کوسه ای با توصیه نامه قبول نشدی و ازمون عادی رو دادی. "
🤍"گفتم.. رسمی نباشید و... داستان کوسم و ازمون یه کوچولو طولانیه.. "
💖"اوووووووو... حتما باید برامون تعریف کنی دختر!"
💜"به نظرم اونجا که تبدیل به یه خرگوش شدی بهترین قسمت ازمون امروز بود. "
وقتی این گفت یهویی سرخ شدم و انقدر عقب رفتم که خوردم به در رختکن و لباسمو جلوی صورتم گرفتم و گفتم: چ... چیزه.. اون موقع استرس داشتم... "
💖"میتونی بازم خرگوش بشی؟ "
🩵"اره اره میشی لطفا برامون؟ "
💜"منم میخوام ببینم خیلی ناز بودی"
🤍.... 🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅
🤎"شیرو چان... لطفا؟! " با چشمای ناز و لوس..
🤍"
(دیگه داشت طولانی میشد😅 دارم راز الف زمردی به اضافه ی دو تا واکنش شخصیت هم بهتون میدم... چون الان خونه عمم هستیم😅 البته وقتی اینو بزارم برگشتیم خونه چون اینجا اینترنت نداریم)
(بچه ها یه تصمیمی گرفتم... چون شیروها اضافه شده... میخوام مینتا رو حذف کنم از کلاس... نظرتون چیه؟)
رتبه ی...
پنج کلاس بودم!؟ اولی ام کاچان بود... و ایزو چان اخری بود... دلم میخواست ای کاش من اخر میشدم... اینجوری ایزو چان...
🖤"و باید بگم اخراج شدن همش یه شوخی برای دیدن تمام سطح مهارتتون بود.. "
++"چ... چیییییییییی؟"
"همینی که گفتم... هیچکدوم اخراج نمیشید... بهتون گفته بودم توی کارم ازادی عمل دارم... اجازه ی این کارارو هم دارم... حالا پاشید برید که خیلی شلوغش کردید.."
(ایدا کون رو با 💙 نشون میدم)
دیدم که اون پسر عینکیه همونی که تو ازمون هم به ایزو چان گیر داده بود دستشو برد بالا و وقتی ایزاوا سنسه بهش اجازه ی حرف زدن داد گفت: ولی سنسه اینکه مارو با دروغ وادار کنید توانایی هامون رو نشون بدیم یه کم غیر اخلاقی نیست؟ "
🖤"نه فقط خواستم توانایی هاتون رو بیرون بکشم، حالا هم برید جمع کنید برای کلاس بعدی من خوابم میاد.. "
بعد هم کیسه خواب زردش رو برداشت و رفت توش که بره بگیره بخوابه... زیاد نمیخوابید؟ ولی... همش الکی بود یعنی کسی حذف نمیشد و در نتیجه.. ایزو چان هنوز هم تو یو ای میموند! داشتم از خوشحالی بال در میاوردم رتبه ی پنج کلاس اونم بدون تلاش خیلی زیاد... فکر میکنم خیلی خوب بود ولی حتما بقیه ی دنبال پیشرفتن باید بیشتر تلاش کنم، خیلی بیشتر باید بتونم از کاچان هم جلو بزنم و به ایزو چان کمک کنم...
وقتی تو راه رختکن بودیم یهو دخترا ریختن سرم
(هاگاکوره سان با 🩵 جیرو سان با 💜 اوراراکا سان با 🤎 مینا سان با 💖 و یائوروزو سان با ❤ و شیرو چان با 🤍 و تسویو چان هم با🐸)
💖"واوو دختر عالی بودییییی!!! "
🩵"اوم اوم... رتبه ی دوم شدی سوگوی! "
🤎"ای کاش کوسه منم مثل تو انقدر ازادی عمل بهم میداد... خیلی عالی بودی موریگامی چان.. "
🤍"ب... بچه ها... لازم نیست رسمی باشید شیروها چان یا حتی شیرو چان میتونید صدام کنید.. "
🐸"به نظرم که برای اولین روز خیلی خفن بودی کرو.. "
❤"درسته موریگامی سان عملکردت خیلی خوب بود واقعا خیلی خوب عمل کردی، فکر میکنم با وجود این قوی ترین بین دخترا باشی، برام جالبه چطور با همچین کوسه ای با توصیه نامه قبول نشدی و ازمون عادی رو دادی. "
🤍"گفتم.. رسمی نباشید و... داستان کوسم و ازمون یه کوچولو طولانیه.. "
💖"اوووووووو... حتما باید برامون تعریف کنی دختر!"
💜"به نظرم اونجا که تبدیل به یه خرگوش شدی بهترین قسمت ازمون امروز بود. "
وقتی این گفت یهویی سرخ شدم و انقدر عقب رفتم که خوردم به در رختکن و لباسمو جلوی صورتم گرفتم و گفتم: چ... چیزه.. اون موقع استرس داشتم... "
💖"میتونی بازم خرگوش بشی؟ "
🩵"اره اره میشی لطفا برامون؟ "
💜"منم میخوام ببینم خیلی ناز بودی"
🤍.... 🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅🍅
🤎"شیرو چان... لطفا؟! " با چشمای ناز و لوس..
🤍"
(دیگه داشت طولانی میشد😅 دارم راز الف زمردی به اضافه ی دو تا واکنش شخصیت هم بهتون میدم... چون الان خونه عمم هستیم😅 البته وقتی اینو بزارم برگشتیم خونه چون اینجا اینترنت نداریم)
- ۷.۷k
- ۲۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط