درد دوری
"درد دوری "
پارت 11
والدین ثانا از ثانا بیزارن
به این دلیل که اوت یک بچه نانشروع *
توی ۳ سالگی ثانا پدرش میمره و مادرش دوباره ازدواج میکنه و بعد ۵ سال مادرشم میمره
و ناپدریش دلیل مرگ مادر ثانا خود ثانا میدونه
چون بدن مادر ثانا اتقدر ضیفه که نباید باردار بشه
از اون زمان به بعد ثانا شروع میگنه به زدن اون شکنجه کردن
و همیشه میگه
ناپدرش : میدونی تو باعث بدبختی مای میدونی میعنی اسمت چی ثانا یعنی مرگ تو باعث مرگ والدنتی تو یک اشغالی
ناپدری ثانا هروقت تدی قمار میباخت ثانا تا سر حد مرگ میزد
و وقتی میبرد باهاش کاری نداشت
ثانا تنها بود چون همه ازش میترسیدن
تا با مایکی اینا رفیق شد
تمام وقتای که با اونا بود براز من گنج بودن
تا اینکه یک روز ثانا گذاشت رفت و فقط یک پیام داد
محتوای پیام : مایکی و رفیقام ممنون از بودنتون ولی خب من مشکل سازم
نمیخوام شمام اسیب ببنید
من میرم ولی اگر بتونم باز بر میگرد
شما برام ارزش دارید ولی ببخشید که رفیق بدی بودم
میخواستم بیشتر باهاتون باشم ولی این زندگی نکبتی نمیزاره
دوستون دارم
و ممنون از اینکه منو نجات دادین
من به کمک نیاز داشتم ولی تنها بودم شما فرشته نجاتم شدید ولی من قدر ندونستم
دلیل رفت ثانا هم این بود که نا پدریش زیاد میزدش اون چند وقت همش لباس بلند میپوشید تا زخماش دیده نشن و دیگه بهخاطر زخما زیاد مجبود شد باهاشون کات کنه
چند وقت بعد توی یک دعوا تمام اون افردا که هنوز سر پا بودن بهش گفتم
تو و اون رفیقات همونو مثل هم فقط یک مشت اشغالیل و چنتا چیز دیگه
ثانا که رد داد زد همشون کشت و قلبشون در اورد
ثانا :من بی حساس من اشغالم ولی هیچ کس حق نداره به رفیقام توحین کنه
و بعد از اون ...
(دوردددددددددد
میدوتستیت اکر حمایت نکنیند منم قهرم میکنم
اکر فالم نکیند منم بازم قهرم
اما میدوتستید هر مس که بتونه فالو جمه کنع دوتا پارتو میدوم )
* خب ثانا یک بچه نامشروع یعنی بر اثر رابطه جنسی و بدن خواست بدنیا امده یعنی مادر پدرش شب دارن حال میکنن اشتباهی به دنیا میاد و برای همین همه ازش بدشون میاد
پارت 11
والدین ثانا از ثانا بیزارن
به این دلیل که اوت یک بچه نانشروع *
توی ۳ سالگی ثانا پدرش میمره و مادرش دوباره ازدواج میکنه و بعد ۵ سال مادرشم میمره
و ناپدریش دلیل مرگ مادر ثانا خود ثانا میدونه
چون بدن مادر ثانا اتقدر ضیفه که نباید باردار بشه
از اون زمان به بعد ثانا شروع میگنه به زدن اون شکنجه کردن
و همیشه میگه
ناپدرش : میدونی تو باعث بدبختی مای میدونی میعنی اسمت چی ثانا یعنی مرگ تو باعث مرگ والدنتی تو یک اشغالی
ناپدری ثانا هروقت تدی قمار میباخت ثانا تا سر حد مرگ میزد
و وقتی میبرد باهاش کاری نداشت
ثانا تنها بود چون همه ازش میترسیدن
تا با مایکی اینا رفیق شد
تمام وقتای که با اونا بود براز من گنج بودن
تا اینکه یک روز ثانا گذاشت رفت و فقط یک پیام داد
محتوای پیام : مایکی و رفیقام ممنون از بودنتون ولی خب من مشکل سازم
نمیخوام شمام اسیب ببنید
من میرم ولی اگر بتونم باز بر میگرد
شما برام ارزش دارید ولی ببخشید که رفیق بدی بودم
میخواستم بیشتر باهاتون باشم ولی این زندگی نکبتی نمیزاره
دوستون دارم
و ممنون از اینکه منو نجات دادین
من به کمک نیاز داشتم ولی تنها بودم شما فرشته نجاتم شدید ولی من قدر ندونستم
دلیل رفت ثانا هم این بود که نا پدریش زیاد میزدش اون چند وقت همش لباس بلند میپوشید تا زخماش دیده نشن و دیگه بهخاطر زخما زیاد مجبود شد باهاشون کات کنه
چند وقت بعد توی یک دعوا تمام اون افردا که هنوز سر پا بودن بهش گفتم
تو و اون رفیقات همونو مثل هم فقط یک مشت اشغالیل و چنتا چیز دیگه
ثانا که رد داد زد همشون کشت و قلبشون در اورد
ثانا :من بی حساس من اشغالم ولی هیچ کس حق نداره به رفیقام توحین کنه
و بعد از اون ...
(دوردددددددددد
میدوتستیت اکر حمایت نکنیند منم قهرم میکنم
اکر فالم نکیند منم بازم قهرم
اما میدوتستید هر مس که بتونه فالو جمه کنع دوتا پارتو میدوم )
* خب ثانا یک بچه نامشروع یعنی بر اثر رابطه جنسی و بدن خواست بدنیا امده یعنی مادر پدرش شب دارن حال میکنن اشتباهی به دنیا میاد و برای همین همه ازش بدشون میاد
- ۷.۷k
- ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط