{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#اغوش_استاد🌙

#اغوش_استاد🌙
#پارت54

سوالی بهش نگاه کردم وگفتم:

_چه حرفی درباره پناه میتونیم داشته باشیم؟

_بریم جایی تنها حرف بزنیم

سری تکون دادم وبلندشدم وباهم از دانشگاه بیرون اومدیم وسوار ماشین هامون شدیم ورفتیم سمت کافه نزدیک دانشگاه پیاده شدیم وباهم وارد شدیم ونشستیم وروبه رضا گفتم:

_خب میشنوم

_میخوام با پناه حرف بزنی

_درباره چی؟

_درباره من

باتعجب نگاهش کردم با لکنت گفتم...😡

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
‌‌‎‎‎‎‎‌‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‌‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‌‎‎‎‎‎‌‎‎‎‎‎‎‎‌‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‌‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‌‎‎‎‎‎‌‌‎‎‎‎‎‎‎‌‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‌‎‎‎
دیدگاه ها (۰)

part 31 ساعت بعد... وقت کشیدن غذا ها بود... کمک خدمتکار ها غ...

#اغوش_استاد🌙#پارت_106کلافه نگاهش وازم گرفت واروم گفت:_من میر...

#اغوش_استاد🌙#پارت_105رفتم سمتش بازوش وگرفتم وصداش زدم که دست...

#اغوش_استاد🌙#پارت7بعدازتمون شدن کلاس بلندشدیم ومن وغزل داشتی...

#اغوش_استاد🌙#پارت7بعدازتمون شدن کلاس بلندشدیم ومن وغزل داشتی...

#اغوش_استاد🌙#پارت_103_فکرنکن این موضوع رو رفاقت وبرادری من و...

#اغوش_استاد🌙#پارت9***دوروزازاومدم به این خونه می‌گذشت وغزل پ...

#اغوش_استاد🌙#پارت9***دوروزازاومدم به این خونه می‌گذشت وغزل پ...

#اغوش_استاد🌙#پارت49ازماشینم پیاده شدم ورفتم سمت دانشگاه امرو...

#اغوش_استاد🌙#پارت8بعدازکلاسمون زنگ زدم پیام وبهش گفتم که درد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط