توی زندگی بعدیم میبینمت

توی زندگی بعدیم میبینمت
پارت ۹
ویو کوک : با سردرد بدی از خواب بیدار شدم که دیدم تهیونگ دستش رو تو دستم گذاشته ..‌. اومدم یکم دستم رو بکشم که بیدار شد و سریع خودمو زدم به خواب
ویو ته : اییی کمرم وایسا ببینم من چرا خوابم برد ... این چرا بیدار نمیشه ... همینجوری که داشتم به خودم حرف میزدم نگاه به صورت کوک کردم که دیدم داره زیر چشمی نگام میکنه یه پوزخندی زدم و اون خودشو زد به اون راه و بیدار شد

ویو کوک : دیدم تهیونگ بهم لبخند زد یعنی اون فهمیده من بیدارم ... تا بیدار شدم روشو کرد اونور

کوک : اممم من کجام اینجا کجاست ... کوک میخواست بلند شه که دردش گرفت

ته : نهه نکن بلند نشو بچه باید استراحت کنی فهمیدی

کوک : شما چرا نگران من هستین

تهیونگ میخواست حرف بزنه که پرستار اومد

پرستار : سلام مثل اینکه اقای کوک به هوش اومدن ... امروز مرخص میشین ولی بیشتر مواظب خودتون باشین ... اقای کیم لطفا این فرمو امضا کنید

تهیونگ فرمو میگیره و امضا میکنه و به پرستار میده

تهیونگ : بیا نکنه هزینه ی داروهاش رو من باید بدم

پرستار : بله ... و اینکه بیشتر مواظب نامزدتون باشین و بهش رسیدگی کنین ممنون
و پرستار میره.....

#v_jk
دیدگاه ها (۰)

ویو جونگ کوک صبح:از خواب بیدار شدم و یاد اتفاق های دیروز افت...

پارت ۳ وقتی بهت سیلی میزنه اون جونگوک بود خیلی شکسته بود چشم...

پری کوچولوی منپارت۶کوک: چ...چی چی میگی ته ته بلند شو نمیخوام...

ممنون که میخونی این داستان واقعی

مهمونی خطرناکپارت=6ویو کوک: با اون دختر به قسمت سرپوشیده رفت...

پارت ۹روبی:می دونی چرا اینجا وایسادم چون دوست دارم ولی تو چی...

پارت ۱۳دید ات نیست که همون موقع جیمین اومد و گفت چیشد ؟ تهیو...

پُشتِ مَرز دوست داشتن پارت اولویو تهیونگ :امروز صبح وقتی از ...

رمان :(تا وقتی که عاشقت شدم )

از الان عکس رمان تهیونگ اینه نظرتون رو راجب عکسه بگینپارت هش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط